«shayan»
یه زدوخورد ساده بود.......!توجا زدی,من جاخوردم.......!!!
«shayan»
این روزها.......گویی انسان ها بیشتربه"دست"همدیگرپیر می شوند تابه"پای"هم......!!!!
«shayan»
مباد ای طبیب,بهرعلاج درد من کوشی.......که من درسایه ی این ناخوشی,حال خوشی دارم
«shayan»
من ان نیم که حلال ازحرام نشناسم....شراب باتوحلال است واب بی توحرام.....
«shayan»
لب های توسرخ,چشم هایت ابی............بایست هوادارچه تیمی باشم?!!!!!!
«shayan»
هوایت چه دستان سنگینی دارد.........امروز که به سرم زد,فهمیدم...........!!!
«shayan»
زحمت چه میکشی پی درمان ما,طبیب........مابه نمی شویم وتو بدنام می شوی.......
«shayan»
سری راکه درد نمی کند,دستمال نمی بندند.......اماسرمن درد می کند;برای دستی ک مال توباشد.........!
«shayan»
ترسناک ترین جمله دوران بچگی:بزاربرسیم خونه...من میدونم وتو!!!
«shayan»
اهسته گفت"خدانگهدارت"ورفت...ادما چه راحت مسءولیت خودرا گردن خدا می اندازند...!!!
«shayan»
بایدقمارباز باشی تابدانی فرق هست بین:باختن و"بدباختن"
«shayan»
یاد باد انکه زما وقت سفر,یادنکرد/به وداعی دل غمدیده ی ماشادنکرد
«shayan»
پای لرزعشقت نشسته ام...خربزه ی شیرینم!