پرتغال کوکی
یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش را، کلماتی مثل : بابا، مامان، پدربزرگ … - آلبرت انیشتین منبع : وبلاگ سخنان زیبا
پرتغال کوکی
گاهی به مردن فکر میکنم و اینکه چه اتفاقی میوفته ... وقتی کوچیک بودم مادر بزرگ افسانه ی جالبی درمورد مردن برام تعریف کرد : مادربزرگ میگفت: وقتی موعدش فرا میرسه ، حضرت عزراییل میاد تا جون آدم رو بگیره ولی آدمیزاد قبول نمیکنه ... از آدمیزاد میپرسن چرا جونت رو نمیدی ؟ میگه زن و بچه ام رو چیکار کنم و چه جوری اونها رو تنها بزارم ... جلوی چشمش صحنه ای به نمایش در میاد که جون زن و بچه اش و تمام بستگان و دوستانش رو میگیرند و انها میمیرند ... میگه مال و اموال و خونه ام رو چه جوری ول کنم و برم ... در عالم خیال ؛ جلوی چشمش خونه و کاشونه اش آتیش میگیره و از بین میره و خلاصه هرچی که داره از بین میره و وقتی این اتفاق میوفته آدمیزاد قبول میکنه که جونش رو تسلیم کنه ... گاهی به یاد حرفهای مادربزرگ میوفتم و لبخند تلخی میزنم ... وبلاگ جملات زیبا گیله مرد
سلام دنبال میشید
14 سال و 8 ماه و 14 روز و 6 ساعت و 44 دقيقه قبلسپاس
13 سال و 9 ماه و 27 روز و 6 ساعت و 31 دقيقه قبل