پرتغال کوکی
کنتس " روئن " که بسیار مبادی اداب بود و بخاطر سادگی و صمیمیت شهرت داشت, وقتی پایان زندگی اش فرا رسید درون بستر دراز کشیده بود . خدمتکارش وارد اتاق شد و اطلاع داد که شخصی میخواهد با کنتس ملاقات کند . این بانوی محتضر, به خدمتکارش گفت که سخنان او را روی کاغذی بنویسد و بدست شخصی که برای ملاقات امده بود بدهد . او این طور دیکته کرد : کنتس " روئن " ضمن تقدیم احترامات خود, از دیدار شما پوزش می طلبد زیرا با مرگ وعده ملاقات دارم !
پرتغال کوکی
تامس هابز " فیلسوف انگلیسی که در زمان خود از احترام خاصی برخوردار بود, هنگام مرگ گفت : اکنون خود را برای اخرین سفر طولانی خویش اماده میسازم .... جهشی در میان تاریکی !
پرتغال کوکی
حتما شما عزیزان داستان اخرین لحظات زندگی " ارشمیدس " فیلسوف و ریاضیدان بزرگ یونان را شنیده اید, در حالی که تمام اهالی از شهر میگریختند - او نشسته بود و مشغول حل کردن یک مسئله ریاضی بود که دشمن بر او ظاهر شد و ارشمیدس گفت : کنار برو تا گرمی افتاب بر من بتابد !!
پرتغال کوکی
در خارج از خوابگاه " کوئین الیزابت " ملکه انگلستان, دستجات مردم زانو زده بودند و برای ملکه شان که اخرین لحظات زندگی خود را میگذراند – دعا میکردند . حاذق ترین پزشکان بر بالین ملکه انگلستان حاضر بودند, ولی عفریت مرگ رفته رفته نزدیکتر می شد و هنگامیکه " کوئین الیزابت " مرگ را امری اجتناب ناپذیر احساس کرد, در حالیکه مشت خود را با ناتوانی تکان میداد فریاد زد : همه ثروت و دارائی من در ازای یک لحظه زمان !
پرتغال کوکی
سلامتی تاجی است بر سر انسانهای سالم که فقط افراد بیمار آن را می بینند . . .
پرتغال کوکی
کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود ، و آخرین سیاه پوش که مرا فراموش می سپارد چه کسی خواهد بود تا قبل از مرگم جانم را فدایش کنم.