پرتغال کوکی
" هر قدر هم در یک جاده اشتباه رفته باشی برگرد . " مثل ترکی
پرتغال کوکی
" چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ باز شکست از کوزه است . " مثل یوگسلاوی
پرتغال کوکی
ماهی شده بود باورش که اگه تور بندازن سرش.میشه عروس ماهی ها .شاه ماهی میشه همسرش. اما خبر نداشت که اون نگاه گرم ماهیگیر میشه نگاه آخرش.
پرتغال کوکی
گفتمش دل می خری؟؟؟ پرسید چند/گفتمش دل مال تو تنها بخند!!!/ خنده ایی کرد و دل ز دستانم ربود/تا به خود باز آمدم او رفته بود/دل زدستش روی خاک افتاده بود/ جای پایش روی دل جامانده بود
پرتغال کوکی
این گم شده را نمی شناسم * در آیینه های روبه رویم
پرتغال کوکی
گاه يك سنجاقك به تو دل مي بندد و تو هر روز سحر مي نشيني لب حوض تا بيايد از راه از خم پيچك نيلوفرها روي موهاي سرت بنشيند يا كه از قطره آب كف دستت بخورد گاه يك سنجاقك همه معني يك زندگي است ...