Ehsan
از تمام دنیا یک صبح سرد یک چای داغ و یک صبح بخیر تو برایم کافی ست . . .
Ehsan
الهي تو خورشيد بشي من زمين، که سالي يه بار من دور تو بگردم و سالي 365 بار تو دور من بگردي ......
Ehsan
سکه ها همیشه صدا دارند اما اسکناس ها بی صدا پس هنگامی که ارزش و مقام شما بالا میرود بیشتر آرام و بی صدا باشید . .
Ehsan
سطر ها بسیار موثر هستند چون به شما میفهمانند که : ۱٫ نظم و ترتیب همیشه در اولویت است ۲٫ سکوت معنی دار بهتر از کلمات بی معنی است . .
Ehsan
در مسابقه بین شیر و گوزن ، بسیاری از گوزن ها برنده میشوند چون شیر برای غذا میدود و آهو برای زندگی پس ” هدف مهم تر از نیاز است “
Ehsan
به ذنیا اومدم .....بدون انتخاب مثل همه...اما زیبا..........زندگی رو شروع کردم......حس میکردم یه چیزی متفاوته......بزرگ میشدم و باور میکردم......ازدواج کردم و وارد دنیایی شدم که خودم تمام باورهام شدم.....روزها میگذشت و من کاری جز گذشت نداشتم......مادر شدم چه دلچسب......حالا باید زنده می موندم با تمام قدرتم..... کاش میتونستم باقیش رو از همین الان.
Ehsan
(13) همیشه فکر میکردم با گذشت زمان....همه چیز بهتر میشود.... اما فقط من خسته شدم و زمان از کفم رفت....وحالااز نگاهش بی مهری عیان است..و در دلم آتشفشان است.
Ehsan
چرا اونهایی که دم از رفاقت میزنن تو لحظه های بی کسی قیدت رو راحت میزنن..
Ehsan
وقتي نگران مسير نگاه توام وجودم مرا به سوي نيستي پرتاب ميكند و ميشكند در من كوزه ي لبريز از عشق تو به دستان زخمي ام نگاه كن اي كاش بند ميخورد تكه هاي شكسته ي اين عشق
Ehsan
روباهى داشت با موبايلى شماره میگرفت زاغه از بالاى درخت گفت: پايين آنتن نمیده بده برات شماره بگيرم!! روباه تا موبايل رو داد به زاغ زاغ گفت: اين عوض اون قالب پنيری که کلاس سوم ابتدايى ازم زدی .....پدرسگ ,,,
Ehsan
مادر : داری چیکار میکنی پسرم ؟ پسر بچه 5 ساله : دارم واسه دوست دخترم نامه مینویسم!!! مادر : ولی تو که هنوز خوندن و نوشتن بلد نیستی!!! پسر بچه 5 ساله : اونم بلد نیست بخونه ، اصن تو چه میفهمی عشق یعنی چی...!
Ehsan
جزیره ات را قمار می کنی که شاه و بی بی ها به جان هم بیافتند دلتنگی ات را در آغوشم بریز شوالیه های سنگی / آنقدر صبوری بلدند که پس از جنگ هم / میدان داری کنند..
Ehsan
زندگي درك همين امروز است . ظرف ديروز پر از بودن توست . شايد اين خنده كه امروز دريغم كردي ، آخرين فرصت همراهي ماست.
Ehsan
: رفیق ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﮔﻤﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ!!.ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺛﺮﯼ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﮐﻬﻨﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ ﻧﯿﺴﺖ..ﺗﻮ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﯼ..ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺮﺍ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺗﺮﺍ ﺷﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﮐﺮﺩ..ﺑﻮﯼ ﮐﻬﻨﮕﯽ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ ...........