Ehsan
آهای ِ روزگار !! برایم مشخـــص کن اینبــار کــدام سازت را کوک کــرده ایی تا برایم بزنـــی می خواهـــم رقصــم را با سازت هماهنگ کنم ..
Ehsan
از هر دست بدی , از همون دست هم میگیری! هرکی میگه این یه قانونه سگ تو روحش. ما که از هر دستی دادیم یکی با اون دست زد تو سرمون,,,,,,,,,,,
Ehsan
بعضی گوشها هیچ وقت نمیشنون،و بعضی چشمها هیچ وقت نمیبینن...میزنن تمام عشقتو حیف میکنن..این جور موقعها باید بری و پشت سرتم نگاه نکنی..آره...پاشو گلم پاشو برو.
Ehsan
قدر لحظات خود را بدانید. حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛ زیرا اگر دیگر آنها نباشند، برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود ! "دیروز" گذشته است؛ و "آینده" ممکن است هرگز وجود نداشته باشد. لحظه "حال" را دریاب چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری. اندکی فکر کن ...
Ehsan
به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند. به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند : "روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد. به بچه هایی فکر کن که گفتند : "مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند.
Ehsan
پیرمرده گفت : همه بدنم درد میکنه غیر از آرنج دست چپم. گفتم: یعنی آرنج دست چپتون درد نمیکنه ؟ گفت : نه آرنج دست چپم "خیلی" درد میکنه
Ehsan
یه خانم حدودا ۵۰ ساله دختر حدودا ۱۸ سالشو آورده بود. به دختره گفتم : مشکلتون چیه ؟ گفت : "دلهره" دارم. مادرش زد زیر خنده و بعد گفت : مامان ! دل پیچه نه دلهره ! پرسیدم : چیز ناجوری نخوردین ؟ مادرش گفت : چرا "چیسپ" خورده و این بار نوبت دختر بود که بزنه زیر خنده و بگه : مامان چیپس نه چیسپ ...
Ehsan
فراموش نکن تا باران نباشد رنگين کمان نيست تا تلخي نباشد شيريني نيست و گاهي همين دشواري هاست که از ما انساني نيرومند تر و شايسته تر مي سازد خواهي ديد ، آ ري خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي کن
Ehsan
سرکلاس استاد پرده ویدئو پروژکتور رو تا آخر پایین نکشیده بود پایین اسلاید افتاده بود رو تخته سیاه معلوم نبود. یهو یه دختره گفت: استاد شرمنده اما اگه ممکنه کامل بکشید پایین از اینجا خوب معلوم نیست..
Ehsan
این شبکهی خبر هم انقدر دروغ میگه که آدم جرات نمیکنه حتی ساعتش رو باهاش تنظیم کنه!
Ehsan
با ارزش ترین پول دنیا "تومن" شناخته شد، چون هم تو هستی توش، هم من
Ehsan
وقتی با همسرم بیرون میریم من هميشه دست همسرم رو در دستم ميگيرم،نه از بابت محبّت زیاد ازین بابت که اگه رهاش كنم ميره خريد
Ehsan
دو تا رفیق بودند همیشه با هم شراب میخوردن يكيشون میمیره چند وقت بعدش اون یکی... میره مِی خونه به ساقی میگه 2 پیک بریز ساقی میگه چرا 2 تا؟ میگه یکی برا خودم یکی به یاد رفیقم. 1 سال بعد وقتی میره مِی خونه به ساقی میگه 1 پیک بریز؛ میگه رفیقتو فراموش کردی؟ میگه نه، خودم توبه کردم میزنم به یاد رفیقم ...
Ehsan
یکی از دوستام تعريف ميكرد مامانم وقتي نماز ميخونه با هر الله اكبر بلندي كه ميگه يه منظور داره اون موقعه من چك ميكنم زير گاز خاموش باشه، كسي در ميزنه، چراغ جايي روشن نمونده باشه و...! يه روز با وجود اين كه تمام اينارو چك كرده بودم بازم الله اكبر ادامه داشت، وقتي نمازش تموم شد با عصبانيت گفت مگه كوري نميبيني سردمه ميگم بخاری رو روشن كن..
Ehsan
به داداشم میگم:خیلی دوست دارم.میگه:چیه باز پول میخوای؟ میگم :پ نه پ یهو عاشق ریش و سبیلت شدم. +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ دارم چایی میخورم داغ داغ سوختم.بابام میگه: سوختی؟ میگم:پ نه پ رفتم مرحله بعد. ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ زنگ زدم 118 میگم:نیما حق دوست.میگه:شمارشو میخوای؟ میگم:پ نه پ خودمو معرفی میكنم اسم شما چیه؟ +++++++++++++++++++++++++++++++++++++