Ehsan
این روزها بد جور به تو آغشته شدهام مرا ... از صافی رد کن ... تا ببینی آنچه میماند فقط تویی!
Ehsan
اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. اما اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده. .......
Ehsan
هر شب یواشکی توی شیشهی سرد مانیتور، به عکس پروفایلت زل میزنم آروم توی دلم میگم خـــره هنوزم دوست دارم ...
Ehsan
غم........ .......... .......... .......... .حاضر! درد....... .......... .......... .......... ..حاضر! دوری...... .......... .......... .......... .حاضر! عشق....... .......... .......... ......؟؟؟؟ ؟؟؟ بلندتر می خوانم..... .عشق...... .......... ؟؟؟ باز هم نیامده غیبتهایش از حد مجازش دیریست که گذشته اخراجش می کنم!!!! با آنکه نمی شود اما زندگی را ادامه می دهم...! مشق هر شبتان همین باشد "جای عشق برای همیشه خالیس....
Ehsan
تا روزها بی ثمرنماند ساعت ها جان یابد لحظه ها گران بار شود هنگامی که میخندم هنگامی که میگریم هنگامی که لب فرو میبندم در سفرم به سوی تو به سوی خود به سوی خدا که راهیست ناشناخته پر خار ناهموار راهی که باری در آن گام میگذارم که قدم نهاده ام و سر بازگشت ندارم بی آنکه دیده باشم شکوفایی گلها را بی آنکه شنیده باشم خروش رودها را بی آنکه به شگفت درآیم از زیبایی حیات اکنون مرگ میتواند فراز آید,,,,
Ehsan
بر آنم که زندگی کنم پیش از آنکه واپسین نفس را بر آرم پیش از آنکه پرده فرو افتد پیش از پژمردن آخرین گل بر آنم که زندگی کنم بر آنم که عشق بورزم برآنم که باشم در این جهان ظلمانی در این روزگار سرشار از فجایع در این دنیای پر از کینه نزد کسانی که نیازمند منند کسانی که نیازمند ایشانم کسانی که ستایش انگیزند تا در یابم شگفتی کنم باز شناسم که ام که میتوانم باشم که میخواهم باشم؟
Ehsan
به یاد داشته باش: من نباید چیزى باشم که تو میخواهى ، من را خودم از خودم ساخته ام، منى که من از خود ساخته ام، آمال من است، تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند. لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند نه آرزوهایشان و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو میخواهى و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى یا... نه ولى نمیتوانى انتخاب کنى که از من چه میخواهى
Ehsan
دوستت ندارم به اندازه ی اقیانوس، . چون یه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازی خورشید، . چون غروب میکنه . دوستت دارم . به اندازی روت که هیچوقت کم نمیشه......
Ehsan
میدونستید ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ؛ ﺁﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﮔﺮﯾﺎﻧﺶ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﺪ...
Ehsan
هرشب موهايم را شانه ميكنم صبح كه بيدار ميشوم موهايم پريشان است من هر شب خواب سر انگشتان تورا ميبينم ,,,,,,,,,,,
Ehsan
کدام چراغ قرمز را رد کردم که تاوانش تصادف با تو بود؟ من که نخواستم جبران کنی چرا فرار کردی.....
Ehsan
دلم لاک پشت کوچکی است که هر چه می دود به هیچکس نمی رسد.........
Ehsan
وفادارى؟ ....... خدا بيامرزدش صداقت؟ .... يادش گرامى غيرت؟ ..... به احترامش يك لحظه سكوت معرفت؟ ..... يابنده پاداش ميگيرد ...... عشق؟ ..... از دم قسط.. واقــعـا به کـــجــا چــــنــیــــن شـــــتـــابـــــا ن؟
Ehsan
روزی مرد جوانی نزد راما کریشنا رفت و گفت: میخواهم خدا را همین الآن ببینم!!! کریشنا گفت : قبل از آنکه خدا را ببینی باید به رودخانه گنگ بروی و خود را شستشو بدهی... او آن مرد را به کنار رودخانه گنگ برد و گفت: بسیار خوب حالا برو توی آب. هنگامی که جوان در آب فرو رفت، کریشنا او را به زیر آب نگه داشت. عکسالعمل فوری مرد این بود که برای بدست آوردن هوا مبارزه کند. وقتی کریشنا متوجه شد که آن شخص دیگر بیشتر از این نمیتواند در زیر آب بماند به او اجازه داد از آب خارج شود. در حالی که آن مرد جوان در کنار رودخانه بریده بریده نفس میکشید، کریشنا از او پرسید: وقتی در زیر آب بودی به چه فکر میکردی؟ آیا به پول، زن، بچه یا اسم و مقام و حرفه؟!! مرد پاسخ داد: نه به تنها چیزی که فکر میکردم هوا بود. کریشنا گفت: درست است. حالا هر وقت قادر بودی به خدا هم به همان طریق فکر کنی فوری او را خواهی دید !
Ehsan
کسری : آره! داييم يادم داده! مربيه : آفرين به تو پسر خوشگل و داييت! خوب حالا بگو ببينم، بعد پنج چيه؟ کسری : شيش! ... مربيه : آفرين عزيزم، حالا بگو بعد هفت چيه؟ ... کسری : هشت! مربيه : آفرين! حالا بگو بعد ده چيه؟ کسری : سرباز !