Ehsan
دارم چایی میخورم داغ بود سوختم. بابام می پرسه سوختی؟ میگم پ نه پ رفتم مرحله بعد,,,,
Ehsan
یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت میاره یه دوست واقعی زودتر میاد تا تو آشپزی بهت کمک کنه و دیرتر می ره تا به کمکت همه جا رو جمع و جور كنه ,,,,,,,,,,
Ehsan
اگه یه روزی نتونستی گناه کسی را ببخشی شاید از بزرگی گناه اون نیست از کوچکی قلب توئه اگه تو یه جاده با سرعت در حال حرکت بودی یه هویی به پیچ خطرناک رسیدی پاتو محکمرو ترمز نزار پاتو آروم از رو گاز بردار.
Ehsan
تو حالت عادی که نتونستم کاری کنم یه پیک بزنم شاید تو مستی تونستم ۴ تا آجر روی هم بچینم ... بلکه بتونم با خیال راحت به دیوار اعتماد تکیه بدم ... به سلامتی دیوار اعتماد .
Ehsan
همه میگن ولش کن .............همه میگن دیگه بهش زنگ نزن............فراموشش کنم؟ میدونم منو نمیخواد اما اخه چه جوری دل بکنم؟ کاش اونایی که انقد راحت حکم جدایی رو میدن راهشم یادم میدادن....
Ehsan
یک هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کند باشه نه اینکه هیزمش زیاد باشه................ تبر ما انسانها باورهایمان است نه آرزوهایمان....
Ehsan
خدایا دهانم را بو کن ...! بیبن بوی سیب نمی دهد ؛ من هیچ حوایی نداشتم که برایم سیب بچیند ... گناهم چه بود که به زمین آمدم ؟
Ehsan
یــادش بخیـر اون قدیــم ها که بعضی نون خشکی ها میومدن و داد میزدن دمپایی پاره بیار ، جوجه ببر .... منم از عشق یه جفت جوجه هرچی دمپایی تو خونه داشتیم ، نو و کهنه هم فرق نداشت واسم ، همشون رو جمع میکردم و میدادم به نون خشکی و یک جفت جوجه میگرفتم . . . تـمـوم شـد ,,,,
Ehsan
قدیما اینجورى بود كه همه همدیگرو میدیدن ولى اسم و نشونى همو نمیدونستن الان اینجوریه كه همه اسم و نشونى همو میدونن ولى هنوز همدیگرو ندیدن !!!!
Ehsan
جوجه ای امشب فکر فروختن پرای طلایشه که دونه بخره .. . جوجه فکر شهریه اش بود که چه جوری جورش کنه. . . جوجه ای خیلی وقته معتاد گشته، شاید تاحالا مرده! جوجه ای در آغوش گرم مادر خوابیده، اون یکی چون مجبور بود دستمالاشو بفروشه هنوز توی خیابون سرده . . . جوجه ای داره مثل ابر می باره، انگار عشقش بهش خیانت کرده جوجه ای به فکر یه کار بزرگه ! . . . جوجه ای امروز سرقبر پدرش از هوش رفته. . . جوجه ای ،جیک نمیزنه ، بغض کرده . . . جوجه ای کنج تختش تو پادگان انگار که دق کرده . . . جوجه ای دعا کرده، خدایا سال دیگه من اونو با هم بشمر. .
Ehsan
نتایج سرشماری جوجه های آخر پاییز: جوجه ای دلشکسته است چون که تنهاست جوجه ای عاشق شده، کار نداره، مجنون گشته، جوجه ای که در حقش نامردی شده و جیکش در نیومده جوجه ای قلبش درد میکنه، پول عمل نداره، جوجه ای دلتنگ پدرشه که پول دیه نداره و تو زندونه جوجه ای از این کشور خسته شده، چون طرح اختراعاتش داره خاک میخوره جوجه ای به جوجه ای با حسرت نگاه کرد، چون هندونه ی اونا رنگ نداره جوجه ای امشب دعا کرد کاش از تخم در نمی اومدم که جدایی پدرم از مادرمو ببینم، جوجه ای کنار خیابون یخ زده و مرده . . .
Ehsan
فرا رسیدن دیماه ، فصل امتحانات را تبریک میگویم.... . . . . ... ... . . ستاد کوفت سازی شب یلدا..
Ehsan
در دریای محبتم غرق شدی اشتباه از من بود نمیدانستم تو شنا بلد نیستی نمیدانستم مهربانی را باید قطره قطره داد ,,,,
Ehsan
اینم آخرین حرفم تو آخرین روز پاییز سال 90 : هی فلانی . . . . . ! رفتن حق همه آدمهاست . . . فقط خواستم بدونی " اگه مونده بودی پاییزم * قشنگتر * بود!