Ehsan
پروانه امشب پر نزن اندر حریم یار من/شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند .
Ehsan
تنهایی یعنی طعم اولین عشقت که ترکت کرد رو لباته... ولی حالا میخوای دهن صدها دختر پسرو گچ بگیری تا اون طعم برات تکرار بشه... کور خوندی... تو محکوم به تنهایی هستی.
Ehsan
مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم. مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره. زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم. مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری. زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی. مرد جوان: منو محکم بگیر. زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری. مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.
Ehsan
میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات میکرد بهت چی گفت : جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم . تو تنها نیستی . تو کوله بارت عشق میزارم که بگذری ، قلب میزارم که جا بدی ، اشک میدم که همراهیت کنه ، و مرگ که بدونی برمیگردی پیشم .
Ehsan
زندکی سخت ترین تست هوش است....
Ehsan
ضربان قلب افزایش پیدا میکند,,,,,دائما به فرد مورد نظر فکر میکند,,,,,در غم و شادیاش شریک است,,,,,بیشتر زمانش را با او میگذارند,,,,,بیشتر زمانش را با او میگذارند
Ehsan
نشانههایی که نشان می دهند عاشق شده اید!!
Ehsan
قبلنا باباها ٧ تا دختر شوهر می دادن همشون هم خوشبخت می شدند، الان: یه دختر را ٧ بار شوهر میدن آخرشم برمیگرده خونه باباش
Ehsan
قدیما با هزار تومن میرفتم مغازهٔ، با ۲تا نوشابه، ۳بسته چیپس، ۵تا بستنی، ۴تا شکلات میومدم بیرون. اما الان دیگه نمیشه، همه جا دوربین هس
Ehsan
ما مردمي هستيم که بزرگترين افتخارمان ديدن برخورد سر نزديکانمون به سنگه.. چرا..چون از گفتن جمله" ديدي حق با من بود.." لذت ميبريم!!!
Ehsan
حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت.. دلباخته سفر بود اما هم سفر نداشت..کسی که زخم دل داشت اما ننالید گریه کرد اما اشک نریخت حکایت کسی است که پر از فریاد بود اما سکوت کرد..
Ehsan
"چیزی که از دست بره، رفته. دلم برای اون آدم بیش تر از هر چیزی تو دنیا تنگ می شه. هر آدمی جزئیات خودش رو داره." هر آدمی جزییات خودشو داره ولی هرجزییاتی خاطره نمی شه و هر خاطره ای هم موندگار نمی شه ... باید ببینی چقدر بدشانسی ...
Ehsan
برای دلم گاهی مادری مهربان میشوم دست نوازش بر سرش میکشم میگم: غصه نخور، میگذره برای دلم، گاهی پدر میشوم خشمگین میگم: بس کن دیگر بزرگ شدی گاهی هم دوستی میشوم مهربان دستش را میگیرم میبرمش به باغ رویا … دلم ، از دست من خسته است...
Ehsan
گاهی سرم را بالا می گیرم تا آسمان مرا فراموش نکند تا ابرها بدانندکه وقت باریدن است تا پرنده ها ببینند همزاد اسیرشان را... ومی گریم تا زمین بداند که من از جنس ابرم نه خاک..
Ehsan
زنبوره آبادانیه رو نیش میزنه آبادانیه میگه:اوووف کا یعنی مو گلم؟