Ehsan
دست از سرم بردار برو / ندارم حوصله ی این حرفارو همه یادگاریات بخوره تو سرت / نه خودتو میخوام نه دردسرت
Ehsan
به سلامتي دو بوسه !! اولي وقتي بچه به دنيا مياد مادر ميبوستش ولي بچه نميفهمه! دومي وقتي مادر از دنيا ميره و بچه ميبوستش ولي ديگه مادر نميفهمه ! تنهایی یعنی آخرش.
Ehsan
دل شکستن گناه است و دل بستن هم! پس به یکباره بگویید دنیا نیامده بمیرید تا گناهکار نمیرید..!
Ehsan
شمایی که هر روز از صبح تا شب جانماز آب میکشید.. بهشت مال شما اصلا حداقل مسیر جهنم رو به ما یاد بدید گم نشیم یه وقت سر از بهشت در بیاریم دوباره ریختتون رو ببینیم..
Ehsan
مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدیست بد است و نه جون سودش به ضرر یک به صد است طفلکی دور سرم می چرخید به خیالش قندم یا که چون اغذیه مشهورش تا به آن جد گندم ای دوصد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد مگسی را کشتم شادروان حسین پناهی
Ehsan
می بخشمت اگه الان داری تو بغل کسه دیگه نفس نفس می زنی ، اما ازت نمی گذرم اگه فراموش کنی شبائی رو که ستارهارو می شمردیم تا خوابمون ببره .
Ehsan
در دفتر خاطراتم نوشتم عشق زيباست. استادم ديد و گفت عشق روياست. استادم را گفتم تو از عشق جه ميداني؟ گفت در عالم عشق : عاشق هميشه تنهاس
Ehsan
خوشبختی آن نیست که ببینی چقدر شاد هستی خوشبختی آن است که ببینی دیگران چقدر از با تو بودن شاد می شوند صبح تون بخیر و شادی روز خوبی رو براتون آرزو میکنم ♥
Ehsan
برای اینکه دفتر نقاشیش سفید بود معلم تنبیه اش کرد،،، غافل از اینکه دخترک فقط خدایی رو کشیده بود که..... همه می گفتند دیدنی نیست..
Ehsan
غضنفر میخواسته تو اطلاعات استخدام شه بهش میگن برای شروع یه کُد سه رقمی بهت میگیم بعدش تحت سخت ترین شکنجه ها نباید اون عدد رو اعتراف کنی ! میگه قبوله خلاصه بهش میگن و بعد میفرستنش توی یه اتاق و یکی یکی ناخوناشو میکشن ، اتوی داغ میذارن رو تنش ..... لو نمیده یه چند روز دیگه هم شکنجه ش میکنن به انواع روشها , بازم نمیگه ! خلاصه میفرستنش تو یکی ازین اتاقا که آینه و دوربین داره نگاش میکنن ببینن چیکار میکنه با خودش میبینن هی داره با مشت میکوبه تو سر خودش و میگه : اَهَ ه ه !!… چند بود این عدده؟؟!
Ehsan
در تانزانيا عروس و داماد هنگام عروسي اين سوگندنامه را ميخوانند: «خون از رگهايم بيرون ريزد، صاعقه دو تکهام کند، نهنگ مرا بخورد، کور و کر و گدا و پر از زخم شوم اگر روزي به همسر خود خيانت کنم.
Ehsan
ویرانه نه آن است که جمشید بنا ساخت ویرنه نه آن است که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که با هر نگه تو صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت!
Ehsan
داستان مادر شوهر دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند. عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد! داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند. دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداری از آن را در غـذای مادر شوهـر می ریخت و با مهربانی به او می داد. هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقای دکتر عزیز، دیگر از مادر شوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند. داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم ، نگر
Ehsan
39-صفر: اورژانس شما یک قربانی عشق حرفه ای هستید. احتمالا نسبت به خود از احترام شخصی بسیار ناچیزی برخوردار هستید یا اصلا ندارید. با توجه به رفتارهای بسیار بدی که توسط مردان زندگی تان با شما می شود، می توان گفت که اعتماد به نفس شما نیز بسیار پایین است. مادامی که خودتان را دوست ندارید، انتظار نداشته باشید به شما عشق بورزد وقت آن رسیده که برخیزید و مانند یک زن قوی باشید. باید همین الان اقدام کنید.