elahenaz
دوری فقط تعبیریست که فاصله ها از ما دارند ، اما بی خبرند از نزدیکی دلهایمان
elahenaz
شب ها ز غم دوری تو خواب ندارم / رحمی به دلم کن که دگر تاب ندارم بس ز غم دوری تو گریه نمودم / چشمم به زبان آمد و گفت اشک ندارم
elahenaz
به چشمم گفتم برایت اشک نریزه / دلم گفت بباره که خاطرش خیلی عزیزه
elahenaz
آیا میدانستید: به طور متوسط مردم از عنکبوت بیشتر از مرگ میترسند؟
elahenaz
خدایا من چه سازم ، خسته راهی درازم نه فرهادم که مرد از داغ شیرین ، نه ایوبم که با دنیا بسازم
elahenaz
باز هم شب شدو و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم امشب درانتظار یک شب به خیر تا صبح بیدار خواهم ماند اما تو چشماهای زیبایت را به رویاها بسپارشب به خیر
elahenaz
روزی که بیای همه دنیا را شیرینی میدم /جان من بیا
elahenaz
تو فکر می کنی آن روز چند سال خورشیدی دیگر است ؟آن روز چقدر از هم دور شده باشیم ؟ پای کدام بن بست کنار کدام درخت پایین کدام پنجره برای آخرین دیدار گریسته باشیم ؟