elahenaz
تورا به رخ تمام شقایق ها میکشم و میگویم: تا گل من هست زندگی باید کرد
elahenaz
تا کی دل من چشم به در داشته باشد ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد آن باد که آغشته به بوی نفس توست از کوچه ی ما کاش گذر داشته باشد
elahenaz
عاشق اسمــــم می شوم وقتــــی تو صدایـــــــــم می کنــــی!
elahenaz
آرزومه كه يه روز، تو كلبه ي قشنگمون يه شب صاف مهتابي، با ديواراي عنابي دست بكشم رو گونه هات ، خيره بشم به اون چشات حس كنم كنارمي ، تو آغوش گرم مني سرت رو شونه هام باشه ، دستات توي دستام باشه نگات تو چشم من باشه ، لبات روي لبهام باشه از عشق هم گر بگيريم ، از امروزو فردا بگيم با اين دلهاي پاكمون ، يه جشن كوچك بگيريم
elahenaz
دلى که اندوه دارد نیاز به شانه دارد نه نصیحت… کاش همه این را مى فهمیدند….!
elahenaz
ببــــــــــار بــــــــاران…. مـــــــــــــن ســـــــــــــفرکـــــــر ده ای دارمــــ کــــــــه یــــــــادم رفــــته… آبـــــــــــــ پشتــــــــــ پـــــــــایش بـریــــــــزمـــــ…..
elahenaz
تـو چـه میفـَهمی از روزگـآرم.. از دلتـَنگی ام... ، گـآهی بـﮧ خـُدا الـتــمـآس میکُنــَم خوابــَت را ببینــَم، میفـَهمی؟!! فقـط خوابـــَت را...
elahenaz
کاش نامت باران بود ؛ آنوقت تمام مردم شهر همراه با من برای آمدنت دعا می کردند …
elahenaz
سال هاستـــ در گلو مانده اند؛ ..... کم کم دارد به بغضــــ ــ ـ هایم،خمس تعلق می گیرد . . .