elahenaz
سیلی واقعیت رو درست اون وقتی می خوری که وسط زیباترین رویا هستی …
elahenaz
عکس تو بر عکس تو مدام در آغوش من است …
elahenaz
باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ، آنقدر که یکی از این شب های لعنتی آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید ؛ هیچ نگوید و هیچ نپرسد فقط مرا در آغوش بگیرد بعد همانجا بمیرم تا نبینم روزهای آینده را … روزی که دروغ میگوید ، روزی که دیگر دوستم ندارد ، روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمی گیرد و روزی که عاشق دیگری می شود !
elahenaz
تو که نباشی با چتر هم که قدم میزنم ، گونه هایم خیس میشود …
elahenaz
خندیدن، خوب است قهقهه، عالی است گریستن، آدم را آرام می کند اما… لعنت بر بغض!
elahenaz
دلم ... لک زده برای یک عاشقانه ی آرام که مرا بنشانی.بر روی پاهایت بگذاری گله کنم از همه این کابوسهایی که چشم تو را دور دیده اند دلتنگی را بهانه کنم سرم را پنهان کنم در گودی گلویت تمام ریه ام را پر کنم از عطر مردانه ات...
elahenaz
چـقـدر سـرد اسـت وقـتـی مـی خـوآهـمـت و نـیستـی
elahenaz
هــوس کــرده ام کـــه تـــو بـاشـــی مـــن بـــاشـم و هیچـکـس نبـاشـــد آنگـــاه داغتـــریـن آغــــوش هـــا را از تنـتــــ و شیـریـــن تـریــن بــوســـه هـــا را از لبـــانتــــ بیـــرون بکشـــم بــه تـلـــافـی تمـــامـ ِ روزهــایـــی کـــه میخــــواهمتــــ و نیسـتـــی ...
elahenaz
کی گفته از عشق تو دست میکشم دارم با خیالت نفس میکشم
elahenaz
نرووووو نروووووو که دلم همش میگیره از من سراغ تو را
elahenaz
غمه دنیاس اون لحظه ی خدافظی بفهمی که دیگه بهش نمیرسی
elahenaz
خداوندا آمدنم با تو بود و رفتنم نیز با تو پس چرا تلخ ساخته ای بگو که حکمتت چیست برایم ؟؟؟
elahenaz
یه وقتی هم هست که مــزه ی بودن یکی یه جوری رفته زیر دنـــدونت که وقتی دوری ازش !...همهچی میشه زهرمـــــار