elahenaz
قبل از اینکه از همسرتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که برای داشتن یک همدم به درگاه خدا زاری می کند.
elahenaz
روزي يک زوج پنجاهمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفتند... آنها به خاطر اينکه در طول ۵۰ سال کوچکترين اختلافي با هم نداشتند در شهر مشهور بودند تو اين مراسم خبرنگارهاي محلي هم جمع شده بودند تا راز خوشبختي شون رو بفهمند... خبرنگار پرسید : آقا واقعا باور کردني نيست؟ يه همچين چيزي چطور ممکنه؟ شوهر روزهاي ماه عسل رو بياد آورد و گفت : براي ماه عسل رفتيم به یک جزیره زیبای شرقی و اونجا براي اسب سواري هر دو، دو تا اسب مختلف انتخاب کرديم... اسبي که من انتخاب کرده بودم خيلي خوب بود ولي اسب همسرم به نظر يه کم سرکش بود ! سر راهمون اون اسب ناگهان رم کرد و همسرم رو زمين انداخت همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت : اين بار اولته ! دوباره سوار اسب شد و به راه افتاد. بعد از مدتي دوباره همون اتفاق افتاد اين بار همسرم نگاهي با آرامش به اسب انداخت و گفت : اين دومين بارته !!! بعد بازهم راه افتاديم ، وقتي که اسب براي سومين بار همسرم رو انداخت اون با آرامش تفنگشو از کيف دراورد و با آرامش شليک کرد و اسب بیچاره رو کشت !!! سر همسرم داد کشيدم و گفتم : چيکار کردي رواني؟ حيوان بيچاره رو کشتي ؟!
elahenaz
اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم…
elahenaz
پفک بسته ای هزار تومن، تازه نصفشم خالیه! یه زمانی رو زمین پفک می دیدیم جفت پا می رفتیم روش که له بشه و کیف کنیم، الان باید دو دستی از رو زمین برداریمش، پوفش کنیم، بوسش کنیم، بذاریم دهنمون!
elahenaz
یه سیب زمینی قل میخوره میره تو لونه ی جوجه تیغی جوجه تیغی هم داد میزنه آخ جون داداشی از سربازی برگشته !
elahenaz
یک مورچه و یک زرافه باهم ازدواج می کنند شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته پیداش می شه بعد زرافه بهش می گه : این همه مدت کجا بودی ؟ مورچه می گه : تو راه بودم که بیام بوست کنم
elahenaz
به خروس میگن مرغ چندحرف داره: میگه قربونش برم حرف نداره
elahenaz
به روایت تمام تقویم های خورشیدی ... همه روزهای بی تو ... جمعه است ... از آن جمعه های لعنتی ...!
elahenaz
اگر مردی در ماشین را برای همسرش باز کرد ۱.ماشین جدید است ! ۲.همسر جدید است ! ۳.آن زن همسرش نیست !!!