ali
زادگاه و تاریخ هیچکس در هیچ نقشه و تقویمی نیست . چراکه آدمها هر لحظه در تپش قلبی کسانیکه دوستشان دارند متولد می شوند...
ali
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور خورشید نسوزد...
ali
میخوای بیای، بیا! ولی قول بده هر روز یه عطر متفاوت بزنی...قول بده هیچ آهنگی رو دوست نداشته باشی... خاطره داشتن با بوی یه عطر، با یه آهنگ خیلی غمگینه... بیا! ولی بی بو، بی صدا... این شکلی تموم شدنش راحت تره؛ عذاب بعدشم کمتر...
ali
خدایا ! ... دستانم به اسمانت نمیرسد ! . . . اگر دست تو به زمین میرسد ... بلندم کن . . .
ali
روزها فقط می گذرند، دیگه حتی خاطره هم نمی شوند...
ali
سکوت می کنم ای روزگار! و تو هر چه دلت می خواهد بد بیار ما به این قصه تو عادت کرده ایم...
ali
پشت وانت نوشته بود ز گهواره تا گور بی خیال....
ali
جای خالیت را... نه کتاب پر می کند... نه چیپس و ماست و نه حتی سیگار... بغل چیز دیگریست...
ali
همیشه یک بهانه برای درد دل هستیچ وقت دلی بی بهانه نمیتپد،نمیدانم بهانه ها دلگیرند یا دلها بهانه گیرند...
ali
تمام دنیا از سیبی سخن گفتند که حوا چید ! ولی هیچکس نگفت : نشان عشق همان سیب سرخی شد که او به آدم داد...
ali
زندگیت را با لبخند هایت نگاه کن نه با اشکهایت...
ali
خستگی را تو به خاطر نسپار که افق نزدیک است و خدایی بیدار که تو را می بیند و به عشق تو همه حادثه ها می چیند که تو یادش باشی...
ali
به اندازه ی باورهای هر کسی ، با او حرف بزن بیشتر که بگویی تو را احمق فرض خواهد کرد...
ali
خیانت که می کنی، دیگر خیالت راحت است ! میدانی که مُرده !!!!! وجدانت را می گویم...
ali
پرنده ای که از مترسک میترسد از گشنگی میمیرد...