ال ناز
پایه ی سیگارش شدم/پا به پای زیر سیگاریش...
ال ناز
این روز ها سر چهار راه ها/راهم را گم می کنم/وقتی که چشم های کودکی/از چراغ قرمز تر است...
ال ناز
خیال تو که به سرم می زند/قصد پریدن از ارتفاع هیچ /خوابی را ندارم...
ال ناز
سیگاری که نباشی سرت را می چرخانی میروی به سیگاری ترین کافه ی شهر تا از هوای دودی اش اعصابت را تسلی بخشی !
ال ناز
چقدر چشم سفید بودن ماه/به تو می آید...
ال ناز
در نبود شرجی لهجه ی جنوبیت/انتحار می کنم در اشک هایم...
ال ناز
تن به تلفن میدهم/مشترک می شوم/در دسترس نبودنت/با کیوسک های زرد بی مشتری...
من برای تاکید به کار میره/ این جا تاکیدی نداره/ این جوری بهتره: کمر بسته ام به قتل اغوشت - بیش از ...
14 سال و 2 ماه و 23 روز و 20 ساعت و 11 دقيقه قبلصحیح
14 سال و 2 ماه و 23 روز و 17 ساعت و 30 دقيقه قبل