اين همسايه روبرويي يه زن و شوهر جوونن ، خيلي شادن ، عاشقن به معناي واقعي تا حالا زوج اينجوري خوشبخت نديدم مثلا صبح كه از خواب بيدار ميشن ، اول يه سِري دنبالبازي ميكنن عين بچه ها ! بعد پسره آماده ميشه بره سركار ، درو باز ميكنه، كلاه كاسكت رو سرشه ، لقمهي نون و كرهشم دستشه . دختره مياد تا دم در، بازم ميگن و ميخندن يا يه وختايي صداي دختره مياد تو راهرو ، جيغ ميكشه كه : صـــبر كن منــــــــــــــــم بيــــــــــام. بعد ميپره ترك موتور و ميرن. همسايههاي ديگه ميگن اينا چرا اينقدر خل و چلن؟ ولي من ميگم عاشقن . عين تو فيلما . دلم ميخواد يه روز بهشون بگم سلام خوشبختا...
گریه نمی کنم نه اینکه سنگم
گریه غرورم رو به هم می زنه
مرد برای هضم دلتنگی هاش
گریه نمی کنه ، قدم می زنه
گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم
نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم
یک اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میون زندگی افتادم
یک ماجرای تلخ ناگزیرم
یک کهکشونم ولی بی ستاره
یک قهوه که هرچی شکر بریزی
بازم همون تلخی ناب رو داره
اگر یکی باشه من رو بفهمه
براش غرورم رو به هم می زنم
گریه که سهله ، زیر چتر شونش
تا آخر دنیا قدم می زنم
بله؟
13 سال و 3 ماه و 5 روز و 22 ساعت و 13 دقيقه قبلفراموش نشده ای
13 سال و 3 ماه و 5 روز و 22 ساعت و 1 دقيقه قبل توسط موبایلشدم!!!!!!
13 سال و 3 ماه و 5 روز و 21 ساعت و 56 دقيقه قبلبه زودی میرم