بازی با کلمات و دِل واژه ...
لبانت به کامم تلخ گشته ....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یادتو پیوسته... آهنگی زندگی ... می سراید ....
نغمـــــه ی دل
اینقدر بارانیم از تو! که تمام چترها را نیز کم می اورم امشب.........
نغمـــــه ی دل
خلوتم.......! مثل امامزاده ای ست که مدتهاست دیگر نمی تواند شفا دهد!!!!!
نغمـــــه ی دل
همیشه از درونم کسی... باز میدارد مرا از تلافی... هرچه دلت میخواهد بدی کن.........!!!!
نغمـــــه ی دل
شبیه مه شده بودی ...نه میشد در اغوشت گرفت.... ونه انسوی ترا دید ....تنها میشد در تو گم شد.... گم شدم.........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من دورا دور... چون شمع نیم سوخته... میلرزم و میسازم... شاید پروانه ای مرا...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
از این خسته دل پروا مکن... مرا بیش از این رسوا مکن
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو آنقدر خوبی که به عشق و دوست داشتن... وفاداری که حتی یک لحظه نیز... فکر نبودنت را نمیکنم... همین مرا خوشحال میکند ...
نغمـــــه ی دل
تقصیر کسی نیست که نجابت تنها بضاعت تو... وسکوت تنها اندوخته توست ...با این سرمایه چه سخت است زن باشی... وبخواهی به یک مرد مردانگی یاد بدهی.........!!!
نغمـــــه ی دل
دنيا به روي سينه ي من دست رد گذاشت// بر هر چه آرزو به دلم بود سد گذاشت
نغمـــــه ی دل
گشتم نبود نگردد نیست........مردانگی را میگویم نه در مردان سبیل کلفتش ...نه در زنان ظریفه اش ...حالا تو بگرد حتما هست... نامردی را میگویم در وجود همه حتی من!حتی تو.......................
تک خوری ممنوع
13 سال و 3 ماه و 8 روز و 12 ساعت و 11 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 3 ماه و 7 روز و 20 ساعت و 19 دقيقه قبل