حسام(بچه باحال دنبالر)
عشق بها دارد ... من و تو بوديم و يك دريا عشق ... حالا من هستم و يك دنيا اشك ... اري عشق بها دارد ...
حسام(بچه باحال دنبالر)
بوی رخسار تو را نیمه شب آورد نسیم ، تازه شد در دل من یاد رفیقان قدیم.
حسام(بچه باحال دنبالر)
جان غمگین ، تن سوزان ، دل شیدا دارم / آنچه شایسته عشق است ، مهیا دارم سوز دل ، خون جگر ، آتش غم ، درد فراق / چه بلاها که ز عشقت من تنها دارم
حسام(بچه باحال دنبالر)
به من گفت برو گورِت رو گم کن … و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من می گردد ! کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی می گفتی : “زبانم لال !”
حسام(بچه باحال دنبالر)
دوست دارم شمعي باشم كه در دل شب ها بسوزم روشني بخشم به جمعي و خودم تنها بسوزم
حسام(بچه باحال دنبالر)
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي
حسام(بچه باحال دنبالر)
هرجا دلت شکست ، قبل رفتن خودت جاروش کن ! تا هر ناکسی منت دستای زخمیشو رو سرت نذاره .
حسام(بچه باحال دنبالر)
دیار عاشقی هم شهر هرت داره ! خیلی راحت دل می دزدن ، دل می برن ، دل می شکنن …
حسام(بچه باحال دنبالر)
من که به هیچ دردی نمیخورم … این دردها هستند که چپ و راست به من میخورند …
حسام(بچه باحال دنبالر)
از دیگران بریدم تا مهربان بمانی نامهربان تو رفتی با دیگران بمانی؟
حسام(بچه باحال دنبالر)
شاید چشم های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک های مان شسته شوند تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف تری ببینیم…
حسام(بچه باحال دنبالر)
یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را یادمان باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست