حسام(بچه باحال دنبالر)
عشــق اگــر خـط مــوازی نیسـت،چیسـت؟ یـ ـا کتـاب جملــه ســازی نیســت،چیسـت؟! عشـق اگــر مبنــای خلــق آدم اســت پـس چــرا ایـن گـونـه گنــگ و مبهــم اسـت؟ پـس چــرا خـط مـوازی مـی شـود!!! از چـه رو هــر عشـق،بــازی مـی شــود؟!
حسام(بچه باحال دنبالر)
تـمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هایـم را بـه زحمـت کـنـار هـم مـی چـیـنم فـرمـول وار ؛ مـرتـب و بـی نـقـص ... و تــو بـا یـک اشـاره هـمـه چـیـز را در هـم می ریــزی ... در شرح حال گل بنویسید خار را بر هم زنید : خوب و بد روزگار را .
حسام(بچه باحال دنبالر)
نه شوقی برای ماندن ، نه حسی برای رفتن ، نه اشکی برای ریختن ، نه قلبی برای تپیدن نه فکر اینکه تنها میشوم ، نه یاد آنکه فراموش میشوم بی آنکه روشن باشم ، خاموش شدم ، غنچه هم نبودم ، پرپر شدم بی آنکه گناهی کرده باشم ، پر از گناه ، یخ بسته ام دیگر ای خدا… تحملش سخت است اما صبر میکنم ، او که دیگر رفته است ، با غمها سر میکنم شکست بال مرا برای پرواز ، سوزاند دلم را ، من مانده ام و یک عالمه نیاز نه لحظه ای که آرام بمانم ، نه شبی که بی درد بخوابم ! نه آن روزی که دوباره او را ببینم ، نه امروزی که دارم از غم رفتنش میمیرم… نه به آن روزی که با دیدنش دنیا لرزید ، نه به امروزی که با رفتنش دنیا دور سرم چرخید پر از احساس اما بی حس ، لبریز از بی وفایی، خالی از محبت! این همان نیمه گمشده من است ......؟
حسام(بچه باحال دنبالر)
ای کاش میشد تو رو به همه نشون بدم و بگم: من به این باختم کاش میشد تقاص تمام بدبختی های که بخاطر تو کشیدم ازت بگیرم ولی حیف دیگه خیلی دیر شده حیف دیگه خیلی پیر شدم
حسام(بچه باحال دنبالر)
خدایا پس چرا من زن ندارم؟ زنی زیبا و سیمینتن ندارم؟ دوتا زن دارد این همسایه ما همان یکدانه را هم من ندارم آژانس ملکی امشب گفت با من: مجرد بهر تو مسکن ندارم چه خاکی بر سرم باید بریزم؟ من بیچاره آخر زن ندارم! خداوندا تو ستارالعیوبی و بر این نکته سوءظن ندارم شدم خسته دگر از حرف مردم تو میدانی دل از آهن ندارم تجرد ظاهرا عیب بزرگیاست من عیب دیگری اصلا ندارم! خودم میدانم این "اصلا" غلط بود در اینجا قافیه لیکن ندارم تو عیبم را بپوش و هدیهای ده خبر داری نیکول کیدمن ندارم؟ اگر او را فرستی دیگر از تو گلایه قد یک ارزن ندارم!!!
حسام(بچه باحال دنبالر)
گاهی اوقات همه چیز دست به دست هم میدن تا تو را غرق روزهای گذشته و خاطرات کنن چند خط شعر شنیدن یه آهنگ غروب روزهای پاییزی چند دقیقه پیاده روی دو کلمه حرف از جنس دلتنگی بوی یه عطر خاص همه و همه.... چقدر دلم تنگه! برای در دل کردن برای یه خندیدن از ته دل برای گفتن یک مراقب خودت باش برای دوست داشتن بی بهانه برای یک سلام گفتن ساده برای تو , برای خودم دلم تنگ شده باران که می بارد دلم تنگ تر میشود راه می افتم بدون چتر بغض میکنم مثل آسمون که بی بهونه می باره گاهی اوقات گاهی اوقات فقط باید سکوت کرد سکوت همین
حسام(بچه باحال دنبالر)
نام تو... یادتو...تنها تو...
حسام(بچه باحال دنبالر)
دیگر چه فرقی دارد,چه ساعتی ست برای من که تمام این ساعتها را دیگر بی تو خواهند ماند
حسام(بچه باحال دنبالر)
عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در فراقش سوختن عشق یعنی خسته و تنها شدن عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی سادگی عشق یعنی از ته دل بندگی عشق یعنی مثل من غمگین و زار عشق یعنی لحظه های انتظار عشق یعنی خالی از دنیا شدن عشق یعنی غرق یک رویا شدن عشق یعنی تمنا و یک نیاز عشق یعنی شعر یعنی شور عشق یعنی بیقراری یک دنیا دلواپسی عشق یعنی خستگی آوارگی عشق یعنی عاشق دلدادگی عشق یعنی آشنا اما غریب عشق یعنی ......