حسام(بچه باحال دنبالر)
بدتر از اونایی که وقتی شوخی میکنی جدی میگیرن
اونایی هستن که وقتی جدی میگی شوخی میگیرن !
حسام(بچه باحال دنبالر)
امروز رفتم از دستگاه خودپرداز پول بگیرم مبلغ رو زدم ۵۰۰۰۰ تومان . یه ده هزار تومنی داد! سه تا پنج هزار تومنی داد! پنج تا دو هزار تومن داد! پونزده تا هزاری! یه لحظه دلم واسه دستگاه سوخت،نزدیک بود پولو برگردونم تو دستگاه! طفلی خودشو کشت ۵۰ تومن منو جور کرد!
حسام(بچه باحال دنبالر)
من ماندم و ۱۶ جلد لغت نامه که هیچ کدام از واژهایش مترادف “دلتنگی” نمیشود… کاش دهخدا میدانست دلتنگی معنا ندارد!! درد دارد…
حسام(بچه باحال دنبالر)
پارسال با او زیر باران راه می رفتم /امسال راه رفتن او را با دیگری زیر باران اشکهایم دیدم.شاید باران پارسال اشکهای کس دیگری بود...
حسام(بچه باحال دنبالر)
آرام تر سکوت کن....!صدای بی تفاوتی هایت آزارم می دهد!!
حسام(بچه باحال دنبالر)
خدایم را دوست دارم و با وفاتر از او سراغ ندارم به رسم همین وفاداری است کسانی را که دوست دارم به او میسپارم........همه دوستان گلم را به او میسپارم..
حسام(بچه باحال دنبالر)
بعضی ها واسه آدم اعصاب نمی ذارن.......نمی ذارن یه روز خوب به پایان برسه......دوستان عزیز ما رفتیم.
حسام(بچه باحال دنبالر)
همه مان یک روز بالاخره بر سر این دوراهی خواهیم ایستاد آنجا که همسرمان خواهد گفت: یا من یا دنبالر؟!" و چه لحظه سختی ست...لحظه ی جدایی از همسر.....!!
حسام(بچه باحال دنبالر)
فردی به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روانپزشک پرسید:شما چطور میفهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟ روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند. فرد گفت: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتر است. روانپزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر میدارد. شما میخواهید تختتان کنار پنجره باشد؟
حسام(بچه باحال دنبالر)
گـــاهـی از فـکــر کـــردن به تــــو فــــرار مـی کنــم مثــل رد کردن آهنـگی که خـیـلـی دوسـتــش دارم ...

13 سال و 4 ماه و 19 روز و 12 ساعت و 4 دقيقه قبل
13 سال و 4 ماه و 19 روز و 12 ساعت و 3 دقيقه قبل