اميررضا
توسط موبایل
از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.
اميررضا
چه زیبا حرف میزنی ؟ تو می گویی از زاویه ی من به مسئله نگاه کن از زاویه تو … آها دیدم از زاویه ی تو چه تنگ است کنار هم نشستن دو ضلع ! من و تو !
اميررضا
به ياد استاد مصطفی کمال پورتراب ....
اميررضا
گوش بخت سنگین شد ! و نفت سکوت کرد ! فریاد فقر بلند شد !!
اميررضا
وقتی شیری طعمه اش را با آمدن لاشخورها رها میکند، نشان ترس نیست... بلکه باورش این است که طعمه اش دیگر ارزش خوردن ندارد...
اميررضا
آدم هـــای کنــــارم مثل جُــــمعه می مــــــانند ...معلــــــــوم نمیکند “فــــــرد” هستــــند یا ” زوج” … پُــــر از ابـــــهامند…
اميررضا
توسط موبایل
هر كه رفت پاره اي از دل مارا با خود برد. اما او كه هست! از او بپرسيد كه چه ميكند با دل ما...
اميررضا
اهای گیج ....برگرد من اینجا هستم او کیست؟دستش را برای چه گرفته ای؟ بیا قلبم را برایت کنارگذاشته ام.... آخر هر بار که می روی آنقدر بی تابی می کند که دیگر نمی توانم در سینه آرام حبسش کنم.... بیا این پیش تو باشد من ارام ترم ....دستانت را به من بده بی آنها رخوت تنهایی دیوانه ام می کند .....اهای برگرد با توام .......... برگــــــــــــــــــــــــــــــــــرد....
اميررضا
سکوت کن ... بغضت را به هیچ تاییدی حواله نکن ، وقتی این واژه ها آنقدر از " فاصله" رشوه گرفته اند که تمام قاصدک ها را به باد ِ مخالف میفروشند ...
اميررضا
من خواب دیده ام که کسی میآید من خواب یک ستاره ی قرمز دیدهام و پلک چشمم هی میپرد و کفشهایم هی جفت میشوند و کور شوم اگر دروغ بگویم کسی میآید کسی دیگر کسی بهتر کسی که مثل هیچکس نیست و مثل آن کسی است که باید باشد.........
اميررضا
حـقـیـقـتــ دارد ! کافـی سـت چــمـدان هــایــت را بـبــندی تــا حــاضـر شــونــد ، هـمه.. بـــرای ِ از یـــاد بــُـردنــت ! آنـکه بــیشتـر دوستـت میــدارد ، زودتــــر . . .
اميررضا
من بي سرانجامم آينده با من نيست ...........روزاي بعد از تو نه ديگه روشن نيست ............من بي سرانجامم احساس من مرده .........باد فراموشي دلخوشيهامو برده ......روزاي بعد از تو، بي روح و بي حسن..... چشماتو دوست دارم، نگيرشون از من ......با رفتنت امشب، دنيامون تموم ميشه ......اون همه عشق و خوشبختي بي تو حروم ميشه ....همدرد ديروزم غريبه فردا .....منتظرت ميشم تا آخر دنيا ......منتظرت ميشم شايد تو برگردي .....كاشكي به اين دوري ، عادت نميكردي ....
اميررضا
بــــــــــــــــــعضی ها را دَر جوب بایــَد شــُست ، تــا لــَجن ها هَمه خوشحــال شــَوند کــه کــَـثیف تـــَر اَز خوُدشــان هَم هــَست .
اميررضا
دست های کوچکش به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد التماس می کند : آقا... آقا "دعا " می خری؟و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند و برای فرج آقا "دعا " می کند.......
غصه ؟ من؟
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 36 دقيقه قبل توسط موبایلگفتم اشتباه شده ها
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 33 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 31 دقيقه قبل توسط موبایلبا سرعت مناسب از كوچه علي چپ عبور كنيد
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 29 دقيقه قبل توسط موبایلانقدر غمو دیدم برای من شخصا دیگه کلمشم خنده دار شده
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 15 ساعت و 22 دقيقه قبل