اميررضا
توسط موبایل
از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.
اميررضا
چه اشتباه بـزرگیست ، تلخ کردن زندگیمان برای کسی که در دوری ما شیرین ترین لحظات زندگیش را سپری میکند . . .
اميررضا
نقطه ای نباید باشد پایانِ جمله ای كه نبودن هایت را یادآورم میكُند ، علامتِ سوال و تعجٌب شاید. كنارِ جای خالی ات ، زمین و زمان را و نامم را ، اضافه میكنم به دیگر نیستی های بی تو ، بی نقطه ی پایان...
اميررضا
گفتم دوستت دارم ، چه صادقانه پذیرفتی ، چه فریبنده آغوشم برایت باز شد ، چه ابلهانه با تو خوش بودم ، چه کودکانه همه چیزم شدی ، چه زود نیازمندت شدم ، چه حقیرانه به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی ، چه ناجوانمردنه واژه غریب خداحافظ به میان آمد ، چه بی رحمانه !!! و من سوختم ،چه عاشقانه ولی هنوز هم دوستت دارم غریبه . .
اميررضا
خوابم نمیره یه صدا نمیزاره بخوابم ، یه چیزی داره چکه میکنه ، خاطرات تو مثل تیک تاک ساعت قطره قطره داره میچکه رو مغزم...
اميررضا
دخترا عاشق حرف میشن ، پسرا عاشق زیبایی ، دلیل اینکه دخترا آرایش می کنن و پسرا دروغ میگن همینه....
اميررضا
آدمی که بی صدا قهر میکند ، میخواهد که بماند ! که دوباره بخواهد ، ... که دوباره خواسته شود ! و گرنه رفتن را که بلد است ....
اميررضا
مـــیــــدانــــــم برای من نیستی . . . اما دلی كه تنگ باشد این حرفها را نمیفهمد...
اميررضا
سخنی ظریف از دکتر حسابی (رحمة الله علیه) : یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید . من که نمی خواهم موشک هوا کنم. می خواهم در روستایمان معلم شوم. دکتر جواب داد: تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من قول بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند.
اميررضا
دوره ی ارزانیست، تن عریان ارزان، آبرو قیمت یک تکه نان، و دروغ از همه چیز ارزانتر ، و چه تخفیف بزرگی خورده است ، قیمت هر انسان...
اميررضا
جرمم این بود ، من خودم بودم !
اميررضا
مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است ، طفل معصوم به دور سر من میچرخید به خیالش قندم ... یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم، ای دو صد نور به قبرش بارد ، مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد مگسی را کشتم ... زنده ياد حسين پناهي
اميررضا
شاکی روزگار منم، تموم این شهر متهم...
اميررضا
همه میگن بخشش از بزرگان است .. من بخشیدم و هیچکس بهم نگفت چقدر بزرگ شدی. .. همه گفتند بلد نبودی حقتو بگیری...
غصه ؟ من؟
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 36 دقيقه قبل توسط موبایلگفتم اشتباه شده ها
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 33 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 31 دقيقه قبل توسط موبایلبا سرعت مناسب از كوچه علي چپ عبور كنيد
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 29 دقيقه قبل توسط موبایلانقدر غمو دیدم برای من شخصا دیگه کلمشم خنده دار شده
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 15 ساعت و 22 دقيقه قبل