اميررضا
توسط موبایل
از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.
اميررضا
دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده.... تنها مدارا میکنیم دنیا عجب جایی شده .....به این خونه چقد اسرار کردی..... تمام دورمو دیوار کردی .....دلم خوش بود سقفی رو سرم هست ......همون سقفم سرم آوار کردی ......خدایا حق من خونه خرابی .....اونم تو بدترین جای زمان نیست.... یه دنیا امتحان پس داده بودم .... خدایا موقع این امتحان نیست.... بهت دارو ندارم رو سپردم ..... تو میتونی ازم عرشم بگیری .... فقط یک فرش مونده زیر پاهام ..... یعنی میخوای این فرشم بگیری ...... تمام عمر افتادم تو این راه ..... تمام عمر خالی بوده دستام .... یه بارم که رو پاهام ایستادم ..... تو لرزوندی جهانو زیر پاهام .... دارم میمیرم از این بغض هر روز .....خدایا گریه های ما یه دریاست .... نمی دونم چرا هرچی عذابه ..... همیشه حق ما خونه خراباست..... همه دارو ندارم رو گرفتی .... شاید میراث من خالی شدن بود..... همینا که برای تو حقیره .....تو این برزخ همه دنیای من بود ....
اميررضا
یــادِ تو " پَرچَــمِ صُــلحــیست " میانِ این همه " شــــورِشِ " اَفــكـارَم ...
اميررضا
بُلند بـــــــــــــخوان... درشت بنــــــویس.. آویزه ی گوشِت کُن که.. تقـــــوا .. آن نیس که با یک "تــــــــق" وا برود...
اميررضا
این خاك دگر باره شد از زلزله ویران! یارب چه رموزی ست در این گوشه ایران !؟ هر تیر بلا می جهد از قوس طبیعت ، اول هدفش می شود این خانه ویران!!! ..................هم وطنان آذری ما رو تو غم خودتون شریک بدونید....
اميررضا
وقتی درآغوشت فقط برای ماندنت خود را به خواب میزنم از رقص نفسهایت بر گونه های خودم میترسم .... وقتی سروده هایم بر نام تو بوسه می زنندازخودم میترسم...
اميررضا
در باز و بسته شد ... حتما باز ، باد شوخی اش گرفته ... ادای آمدنت را در می آورد !
اميررضا
چه کلمه ی مظلومی است " قسمت " تمام تقصیرهای مارا به عهده میگیرد...
اميررضا
وطن سرزمینی با مرزهای سیاسی نیست .... وطن ، آغوش زنیست که از چارطرف محاصرهات کرده و دلتنگی سربازیست که از پادگان فرار میکند !
اميررضا
گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟ آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی ، روی تو را کاشکی می دیدم شانه بالا زدنت را ، ــ بی قید ــ و تکان دادن دستت که ، ــ مهم نیست زیاد ــ و تکان دادن سر را که ، ــ عجیب ! عاقبت مرد ؟ ــ افسوس ! کاشکی می دیدم ! من به خود می گویم : « چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد ؟ »
اميررضا
بیادت داغ بر دل مینشانم ...زدیده خون به دامن میفشانم چو نی گر نالم از سوز جدایی... نیستان را به آتش میکشانم .... بیادت ای چراغ روشن من ...زداغ دل بسوزد دامن من ... زبس در دل گل یادت شکوفاست ... گرفته بوی گل پیراهن من... همه شب خواب بینم خواب دیدار ...دلی دارم دلی بیتاب دیدار ... تو خورشیدی و من شبنم چه سازم ... نه تاب دوری و نه تاب دیدار... سری داریم و سودای غم تو... پری داریم و پروای غم تو .... غمت از هر چه شادی دلگشاتر .... دلی داریمو دریای غم تو ....
اميررضا
آنها که می دانند فکر می کنند حق با اوست... آنها که نمی دانندفکر می کنند حق با آنهاست ... اما این طنابِ گردن گیر بیرحم تر از آنست که به چیزی فکر کند.... او تنها کار خودش را می کند...
اميررضا
در این روزهای پر از بغض های شناسنامه دارم، ساعت به روی حصیر موریانه زده ی دردهای پینه بسته ام گیر كرده انگار ...!!!
غصه ؟ من؟
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 46 دقيقه قبل توسط موبایلگفتم اشتباه شده ها
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 44 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 41 دقيقه قبل توسط موبایلبا سرعت مناسب از كوچه علي چپ عبور كنيد
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 39 دقيقه قبل توسط موبایلانقدر غمو دیدم برای من شخصا دیگه کلمشم خنده دار شده
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 32 دقيقه قبل