اميررضا
توسط موبایل
از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.
اميررضا
مردی و نامردی، جنسیت سرش نمی شود معرفت که نداشته باشی ، نامردی . . .
اميررضا
انسانها تنهائیت را پر نمیکنند ... فقط خلوتت را میشکنند . هر چه انسانهای اطرافت بیشتر باشند ، خلوتت آشفته تر و تنهائیت تنهاتر میشود ...
اميررضا
بیچاره عروسک دلش میخواست زارزار بگرید ، اما خنده را بر لبانش دوخته بودند !
اميررضا
معلم به شاگرداش گفت : " بچه ها بیاید بریم برای اومدن بارون دعا کنیم. " بچه ها گفتن : " دعای ما که برآورده نمی شه. " معلم می گه : " چرا، دعاهای شما برآورده میشه . " بچه هام گفتن : " اگه دعای ما برآورده می شد ، شما الان مُرده بودی!
اميررضا
بهش بگی "دوســــش داری" پــــرو میشه /میـــره / بهش بگی "ازش بدتـــ میاد" نا امید میشه و /میـــره / محبتــــ کنی خوشی میزنه زیر دلش و /میـــره/ محبت نــــکنی از یکی دیگه محبت میگیره و /میـــره / خلاصه میـــــــــــــــره … خودتـــو خسته نکن!!!
اميررضا
توسط موبایل
داشتم امروز ملودي اين قطعه زيباي زنده ياد استاد همايون خرم رو با سه تار ميزدم، با خودم گفتم چقدر هنر يه هنرمند ميتونه اينقدر ماندگار باشه. درد عشق و انتظار...دارم زان شب يادگار...در آن شب سرد پاييز...آهنگ سفر ميكردي...از رهگذر محنت خيز...ديدم كه گذر ميكردي...تو رفتي و دلم غمين شد...قرين آه آتشين شد...از آن شبي كه برنگشتي...جهان كه شادي آفرين بود...به چشم من غم آفرين شد...از آن شبي كه بر نگشتي.
اميررضا
توسط موبایل
نمي دانم آلزايمر بودي يا عشق ! ... از روزي كه مبتلايت شدم خود را از ياد بردم...
اميررضا
با اینکه تنهایی منو تنها نمیذاری .... تو روزای گرفتاری، تنهام نمیذاری ..... چیزی به جز گریه، برای تو نیاوردم ..... فقط وقتی زمین خوردم اسم تورو آوردم...
اميررضا
توسط موبایل
دست خودم نيست گاهي كه نيستي، ديوونه ميشم... كنج اتاقم ميشينم اما آروم نميشم... كجاي قصه تنهام گذاشتي كه بي قرارم... دست خودم نيست گاهي كه نيستي آروم ندارم.
اميررضا
چشمان آسمان یک قطره اشک هم ندارد... پس چرا رویای این پنجره... خواب این خیابان... و کابوس این کلمات خیس اند؟ ...گمان کنم دوباره نشسته ای و عاشقانه های مرا پاره میکنی.
اميررضا
توسط موبایل
كدامين چشمه سمى شد كه آب از آب مىترسد؟ و حتى ذهن ماهيگير از قلاب ميترسد؟ گرفته دامن شب را سكوتى آنچنان مبهم، كه مژه از چشم و چشم از پلك و پلك از خواب مىترسد.
اميررضا
پشت سرم حرف بود… حدیث شد... می ترسم آیه شود ! سوره اش کنند به جعل ! بعد تکفیرم کنند این جماعت نا اهل…!!!
غصه ؟ من؟
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 13 ساعت و 45 دقيقه قبل توسط موبایلگفتم اشتباه شده ها
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 13 ساعت و 43 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 13 ساعت و 40 دقيقه قبل توسط موبایلبا سرعت مناسب از كوچه علي چپ عبور كنيد
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 13 ساعت و 38 دقيقه قبل توسط موبایلانقدر غمو دیدم برای من شخصا دیگه کلمشم خنده دار شده
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 31 دقيقه قبل