اميررضا
توسط موبایل
از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.
اميررضا
خسته تر از آن ایم که تن به مرگ دهیم ، هنوز بیداریم و زنده ، اما در گورخانه ها !
اميررضا
ته دریاها نمایشنامه یی روی صحنه میآوری كه در آن ماهیها شاد وشنگول به دهان كوسه ها شیر جه میروند ، همراه نمایش آهنگهای محسور كننده یی هم مینوازی ، كه بی اختیار ماهیهای كوچولو را به طرف دهان كوسه ها میكشاند . در آنجا بی تردید مذهبی هم وجود دارد، كه به ماهیها می آموزد "زندگی واقعی در شكم كوسه ها آغاز میشود"
اميررضا
چه تلخ محاکمه میشوند پائیز و زمستان که برای جان دادن به درختان ، جان میدهند وچه نا عادلانه کمی آن طرف تر همه چیز به اسم بهار تمام میشود.
اميررضا
چه زمونـــه بــدی شـــده . حتـــی با افزودنیهـــای غیـــر مجــــاز هــــم اعتبـــاری بـــه ماندگـــاری دوستــــی هـــا نیســــت !
اميررضا
من بینوایی را نه جذاب می بینم و نه کمال آور.فقر و نداری جز مسخ و زوال ارزش ها و پربها دادن به فضایل و شایستگی های ثروتمندان وبه اصطلاح طبقات از ما بهتر چیزی به من نیاموخت.برعکس،ثروت و نامجویی به من یاد داد جهان را در چشم انداز واقعی اش ببینم،و پی ببرم که مردان والامقام،از آن دم که به ایشان نزدیک شدم ،در راه و رسم خود مثل همه ما ناقص و عیبناک بودند.
اميررضا
درست آن روزها را یادم نیست! من بودم و نبودم معلق میان تناقض یک تردید اما هرچه بود، بوی نمناک هجرت بود و آغاز پروانگی و عطر باران... پرنده ی دلم که از دالان یک برزخ کوچید اشک بی تاب چکیدن شد. و این چنین انگار من متولد شدم!
اميررضا
آی آدم ها! دلم را گاه بودنتان عجیبـــــــــــ تنگ می کند عجیب!
اميررضا
اگر چه جهان آکنده از اندوه است... اما سرشار از راه های غلبه بر آن نیز می باشد. همواره این تسلی بخش ترین جمله را با خود تکرار کن: "همه ی اینها خواهد گذشت".
اميررضا
... چه قدر خوب میشد اگر ... یك بار ... فقط یك بار ... آسمان به زمین بیاید ... تا وقتی ... اشك میریزم : نگویند مگر آسمان به زمین آمده ؟؟؟؟
اميررضا
آدما دو جور زندگی میکنن :: یا غرورشون رو زیر پاشون میذران و با انسانها زندگی میکنن. یا انسانها رو زیر پاشون میذارن و با غرورشون زندگی میکنن
اميررضا
اینجا ایران اسلامیست ... هیچ کوچه ای به نام هیچ زنی نیست و هیچ خیابانی … بن بست ها اما فقط زنها را می شناسد . انگار در سرزمین من سهم زنها از رودخانه ها تنها پل هایی است که پشت سر آدمها خراب شده اند . اینجا نام هیچ بیمارستانی مریم نیست.... تخت های زایشگاهها اما پر از مریم های درد کشیده ای است که هیچ یک ، مسیح را آبستن نیستند...... !!!!
اميررضا
سعی نکن متفاوت باشی! فقط "خوب باش" .... خوب بودن به اندازه ی کافی متفاوت است !
غصه ؟ من؟
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 5 دقيقه قبل توسط موبایلگفتم اشتباه شده ها
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 3 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 8 ساعت قبل توسط موبایلبا سرعت مناسب از كوچه علي چپ عبور كنيد
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 58 دقيقه قبل توسط موبایلانقدر غمو دیدم برای من شخصا دیگه کلمشم خنده دار شده
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 20 ساعت و 51 دقيقه قبل