اميررضا
توسط موبایل
از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.
اميررضا
شونه آدم که هیچی شونه تخم مرغم گیرنمیاد سرمون و بذاریم روش گریه کنیم!
اميررضا
صدا کن مرا صدای تو خوب است. صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن میروید...
اميررضا
آتش باشی برای تو هیزم میشوم ،دریا بروی، پارو ، تو همیشه درست پنداشته ای، دل من ، شبیه تکه سنگی است ، که می خواهم ، تو با همه خستگیهایت ،یک لحظه به من تکیه کنی.
اميررضا
تو اگر می دانستی که چه زخمی دارد ، خنجر از دست عزیزان خوردن از من خسته نمی پرسیدی: آه! ای مرد، چرا تنهایی؟
اميررضا
دلم کمی خدا می خواهد کمی سکوت، دلم دل بریدن می خواهد کمی اشک...کمی بهت... ...کمی آغوش آسمان کمی دور شدن از جنس آدم..
اميررضا
به من نگاه كن؛ با همان چشم هایی كه شاعرم كرده اند!
اميررضا
"تو" آزارت به مورچه هم نمی رسید پس چطور به قتل رساندی؟ این همه خاطره را ؟!!!
اميررضا
خ د ا ح ا ف ظ ، فقط همین هفت حرف برای پایانم كا[!]ت....!!!
اميررضا
هر جا که می بینم نوشته است : ” خواستن توانستن است ” آتش می گیرم ! یعنی او نخواست که نشد ؟
اميررضا
تـو رفـتـي . . . انـگـار كه مـن از اولـش نـبـودم ! مـن ولـي مـيمـانـم انـگـار كه تـو تـا آخـرش هـسـتـي ! . . .
اميررضا
دوست داشتن، كلمه است. و كلمه، سمي است كه شيطان بر انگورهاي باغ بهشت حيات پاشانده است تا مسموممان كند؛ تا آلوده مان كند. اينقدر آلوده كه مستوجب عقوبت تكرار تجربه ها شويم و شده ايم. ......... و حالا بي هيچ اميدي به تداوم، دوست داشتن را مثل مسواك زدن بچه ها هر شب بايد به ما يا به ديگران تذكر دهند....و تذكر يعني يادآوري.... و يادآوري يعني تكرار....و در كتاب گناهان كبيره براي انسان چه گناهي را سراغ داري كه بزرگتر از تكرار تجربه هايش باشد !؟؟؟؟؟؟
اميررضا
از ملكوت چراهاي كودكانه ، به قعر ظلماني بايد هاي بزرگسالي تبعيدمان كرده ايد، بي آنكه بدانيم چرا؟
اميررضا
من خود، به تو پرِ پرواز دادم، اما... به همه گفتم درب قفسش باز بود و... پرید...
اميررضا
اینكه دیگران ما را آدم حساب نكنند یك چیز است،اما اینكه مـا خودمان را آدم حساب نكنیم یـك چیز دیگر است....
غصه ؟ من؟
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 7 دقيقه قبل توسط موبایلگفتم اشتباه شده ها
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 4 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 2 دقيقه قبل توسط موبایلبا سرعت مناسب از كوچه علي چپ عبور كنيد
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 8 ساعت قبل توسط موبایلانقدر غمو دیدم برای من شخصا دیگه کلمشم خنده دار شده
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 20 ساعت و 53 دقيقه قبل