دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اميررضا

عضو انجمن بازيگران خانه تئاتر و موسس گروه هنري شاپرك. گروه هنري شاپرك فعاليت هنري خود را در زمينه ت... درباره »
اميررضا
مرد - مجرد
امتیاز: 3179

دنبال‌شدگان

(460 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(424 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

اميررضا
اميررضا
توسط موبایل

از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.

اميررضا
اميررضا

غریبه بود اشنا شد … عادت شد … عشق شد … هستی شد … روزگار شد … …خسته شد… بی وفا شد … دور شد… بی گانه شد … فراموش نشد.......................

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
اميررضا
اميررضا

قصه انسان قصه یک دل است ویک نردبان! قصه بالا رفتن قصه هزار راه ویک نشانی قصه جستجو... قصه از هر کجا تا او.. قصه انسان، قصه پیله است و پروانه! قصه تنیدن وشکافتن... من اما... هنوز اول قصه ام ایستاده روی اولین پله نشانی گم کرده با دو بال ناتمام...

اميررضا
اميررضا

یــه وقتایـــی یــه کسایـی رو تـــــو زندگیــمـون راه میدیم که نــنــه بـابـاشون تــــو خــونـــه بـــه زور راشـــون میــــدادن....

اميررضا
اميررضا

بیـــا بـــاز هــم خـــودمــان را بــه نفهـمـی بـــزنــــیم ! گـاهـی بفـهـمی ، نفـهـمی .. نفـهـمـی ، اوج ِ فــــهم اسـت !

اميررضا
اميررضا

دیوانه ام ... کم دارم دو تخته... که زیر سر تو بگذارم ... موهایت را به آن با فاصله ببندی ... تا من گیتار به دست ِ دیوانه ای باشم ... که سمفونی خنده هایت را به بتهوون فخر بفروشم!

اميررضا
اميررضا

دلم ... دلم دستانی مهربان میخواد که دستامو بگیره. دلم پاهایی رو میخواد که کنارش قدم بزنه. ... دلم یه نگاه میخواد!

اميررضا
اميررضا

بگذار آشیانه ی آغوشت بی تقلای کودکانه ی احتیاجم بازشود.. من در اندیشه م تمام تو را ـ بی دلهره ایا ـ مینوشم !

اميررضا
اميررضا
توسط موبایل

دیدی غزلی سرود؟ عاشق شده بود ... انگار خودش نبود ... افتاد، شکست، زیر باران پوسید ... آدم که نکشته بود... عاشق شده بود ...

اميررضا
اميررضا

زیبایی ات دیکتاتوری است که کلمات را در من به گلوله می بندد و هر لحظه شعری در من شهید می شود...

اميررضا
اميررضا

بعضیا می زارن میرن اما نه کاملا هر از گاهی بر می گردن ببینن تو هنوزم از رفتنشون داغونی یا نه. اگه داغون باشی کاری به کارت ندارن ...اما اگه خوب باشی چنان داغونت می کنن که تا چندین سال بعد رفتنشونم نتونی آدم شی...

اميررضا
اميررضا

كاش نامت را با خط بریل مینوشتند ... صدا كردنت كافی نیست ... شكوه اسم تو را باید لمس كرد...

اميررضا
اميررضا

چقدر ... هیچكس... شبیه تو نیست ! . . .

اميررضا
اميررضا

گرمای وجودت سلولی کوچک در برابر سرمای تنهاییم بود . پس تو خورشید آرزوی من نبودی ...

اميررضا
اميررضا

نیایی بمانی بهتر تر است بمانی توی همین فضله ها نیایی به هیچ جا به ناکجا بهتر تر است... تو را چه به دست کشیدن از دروغ هایت ....از بیست سالگی ات آنطرف تر رفتن ...ابله نماندن و فهمیدن ِ اینکه پیری زشت نیست که کتمان اش کنی .... نیایی بمانی بهتر است ... دل ِ دلیر میخواهد که نداری...

اميررضا
اميررضا

دیگر نه آدم، آن آدم است و نه حوا، آن حوا .... من و تو زاده ی کدامین دو نخستینیم .... که نه بوی آدمیت داریم و نه هوس حوا. . . ؟!