دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اميررضا

عضو انجمن بازيگران خانه تئاتر و موسس گروه هنري شاپرك. گروه هنري شاپرك فعاليت هنري خود را در زمينه ت... درباره »
اميررضا
مرد - مجرد
امتیاز: 3179

دنبال‌شدگان

(460 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(424 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

اميررضا
اميررضا
توسط موبایل

از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.

اميررضا
اميررضا

اي كه بي تو خودم رو تك و تنها مي‌بينم ......هرجا كه پا مي‌ذارم تو رو اونجا مي‌بينم ...... يادمه چشم‌هاي تو پر درد و غصه بود ..... قصه غربت تو قد صد تا قصه بود ....

اميررضا
اميررضا

مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود. وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می‌کنی؟ دختر گفت: می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می‌خرم تا آن را به مادرت بدهی. وقتی از گل فروشی خارج می‌شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت: می‌خواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست! مرد دیگرنمی‌توانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد! شکسپیر می‌گوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می‌آوری، شاخه ای از آن را همین امروز بیاور...

اميررضا
اميررضا

پا به پاي همه فانوسا .....شب اين دهكده رو بيدارم .....من نميتونم مگه برگردم..... دست از اين خاطره ها بردارم..... من به آغوش تو برميگردم.... اگه روياي تو با من باشه.... صبح آخرين نمازم با توست ..... اگه روز آخر دنيا شه ....

اميررضا
اميررضا

اون خيابون كدوم خيابونه .... كه مسير چشماتو ميدونه ..... تو كدوم سمت بغض و دلتنگي.... تو كدوم كنج شهر تهرونه ..... بچه ها اين آهنگو حتما دانلود كنيد كار جديد ماني رهنماست ،‌فوق العاده زيباست... اسم آهنگ كدوم خيابونه ...

اميررضا
اميررضا

هَـر بار خــاطره ای تــکان میخورَد از جــای ِخـود ، آوار میـــشود بـَـر دلـــم ، درد ِنبودَنت.... تقصــیر ِتـو نیــست... مـَن بر گســل ِروزگار افتــاده تقــدیر َم.

اميررضا
اميررضا

خودت را صــــــــــد در صــــــــــد خرج کسی نکن که فقط تا "دَه" بلده بشماره ...

اميررضا
اميررضا

داروغه ی مست شب های بی کسی! در من قدم نزن! بترس...ترکه ی هزار ساله ی مانده بر زبان عشق را... بر تن تو بشکنم!

اميررضا
اميررضا

گاه در زندگی ، موقعیت هایی پیش میآید که انسان باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد...

اميررضا
اميررضا

از روی کینــه نیــست اگــر خنجــر بــه سینــه ات می زننــد ، ایـن مردمــــان تنـــها بــه شــرط چاقـــو ، دل مـــی برند ....

اميررضا
اميررضا
توسط موبایل

وقتي نوشتم، عاشقترينم... گفتي نميخوام تورو ببينم. برات نوشتم يه بيقرارم... با خنده گفتي دوست ندارم.

اميررضا
اميررضا

من هم مانند تمام ادمها "دَرد" دارم .... حتما که نباید جای زخم هایم را به شما نشان دهم...

اميررضا
اميررضا

غریبه بود اشنا شد … عادت شد … عشق شد … هستی شد … روزگار شد … …خسته شد… بی وفا شد … دور شد… بی گانه شد … فراموش نشد.......................

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
اميررضا
اميررضا

قصه انسان قصه یک دل است ویک نردبان! قصه بالا رفتن قصه هزار راه ویک نشانی قصه جستجو... قصه از هر کجا تا او.. قصه انسان، قصه پیله است و پروانه! قصه تنیدن وشکافتن... من اما... هنوز اول قصه ام ایستاده روی اولین پله نشانی گم کرده با دو بال ناتمام...

اميررضا
اميررضا

یــه وقتایـــی یــه کسایـی رو تـــــو زندگیــمـون راه میدیم که نــنــه بـابـاشون تــــو خــونـــه بـــه زور راشـــون میــــدادن....

اميررضا
اميررضا

بیـــا بـــاز هــم خـــودمــان را بــه نفهـمـی بـــزنــــیم ! گـاهـی بفـهـمی ، نفـهـمی .. نفـهـمـی ، اوج ِ فــــهم اسـت !