دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•▪●۩ اسی ۩●▪•

بسم الله الرحمن ارحيم*** إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ... درباره »
•▪●۩ اسی ۩●▪•
مرد - متاهل
امتیاز: 3702.8

دنبال‌شدگان

(241 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(232 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

چی بخونم جوونیم رفتو صدام رفته دیگه خواننده :اسی تکنوازان کتی :

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

@✔کتــ☾ــے ...

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

والا به خدا

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

مردان بزرگ همت بلند داشته اند خدایا به من گم گشته همتی بلند عطا کن/ دوستای گلم تا دقایقی دیگر خدا نگهدار

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

فتادم از پا ز ناتوانی، اسیر عشقم، چنان که دانی رهایی غم نمیتوانم تو چاره ای کن که می توانی

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

. لَو عَلِمَ المُدبِرونَ کَیفَ اشتیاقی بِهِم لَماتوا شَوقاً......(اگر آنان که از درگاه من روی برتافتند ، می دانستند که چقدر مشتاق آنان هستم ، هر آینه از شوق جان می سپردند

این ارسال را بازنشر کرده است.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم......... ای انسان چه چیزی از تو بر خدا گستاخت نمود؟

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

ای کریم، و ای رحیم از چه مرا بگذاشتی و از چه مرا برداشتی؟ از چه مرا در این برهوت و بیقوله وا ماندگی تنها بر خود رها نمودی؟ تو که خود گواهی و عالمی بر پریشانی و درماندگی من تو که دانایی بر ناتوانی شانه های من و تو که می دانی که بیچاره تو از چه چاره ندارد تو را به وحدانیت قسم از خستگی گناه مرا نجاتم ده یا رب شرمنده بندگی تو ام.

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

دلم برای خودم /دلم برای دغدغه و آرزو هایم/ دلم برای صمیمیت سیال کودکی ام تنگ شده /نمی دانم کدام روز /در پشت کدام حصار بلند کودکی ام را جا گذاشتم/ کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را دوباره به طرفم پرتاب کند؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

دلم برای قرآن های اول صبح و خواندن سرود ایران/ دلم برای مبصر شدن ، برای از خوب ، از بد دلم برای ضربدر و ستاره دلم برای ترس از سوال معلم /کارت صد آفرین/ بیست داخل دفتر با خودکار قرمز و جاکتابی زیر میزها ، جانگذاشتن کتاب و دفتر تنگ شده............

این ارسال را بازنشر کرده است.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

@PARVIN گاهی وقتا موقع نوشتن ، یه نقطه می تونه بیانگر هزاران جمله ی نا گفته باشه ، حرفایی که تو دل داری ولی نمی تونی به زبان مکتوب بیان کنی. وقتی بغض راه گلوتو میگیره وقتی اشکا تو چشات حلقه میزنه و تو می خوای یه جوری پنهان کنی تنها راه چاره منتظر موندنه تا شب از راه برسه ، تا وقتیکه همه بخوابن اون وقتی که تنها شدی ، تنهای تنها خودتو وجدانت. می دونم که می دونی چه حس لطیفی داره اون وقتی که آدم بعد از خدا درد دلاشو واسه ی خودش میگه ، واسه دل خودش وقتی حس می کنی به غیر از خودتو خدا دیگه هیچ کس حرفاتو نمی شنوه. چه لذتی داره حس پرواز تو آسمونی که می دونی فقط مال خودته و هر کسی رو که دلت بخواد می تونی توی اون دعوت به پرواز کنی...

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

انگار هر آهنگ، عکس یا دست نوشته ای ساخته شده تا روزی بشود دلخوشیه دیروز، اشک های امروز. بشود تلنگری به بغضه شیشه ای وشکننده ی هر روز. تا بسوزاند کسی که اسیره دلی تنگ است و تازه کند داغی که همیشه بر قلب است. تا دلتنگی را تنها یادگاره بجای مانده کند.

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

انگار گاهی ماندن همان رفتن است که تنها بیشتر تحمل شده.

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

نگا که می کنم می بینم ما هممون یه چیزایی رو گم کردیم.

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

چه مي توان كرد ؟ قسم خوردم كه دنيا و غمهايش را فراموش كنم ولي نمي شد دلم مي خواست قلم را بشكنم تا ديگر ننويسد تا ديگر از سياهي قلم اثري نماند ، اما نتوانستم چون قلم مرا شكست و اشكهايم را جاري كرد