•▪●۩ اسی ۩●▪•
اما دریغ.... سرگردانتر از همیشه ام ....بی هدف- بی امید-خسته و تنها چونان تک درختی در بیابانی داغ و مرده لحظه شماری میکنم که فرشته مرگ در اغوشم گیرد.... دیگر مجالی نمانده روزهای دلهره رو پایان است من همان عاشق دیروزی ام دلشکسته امروز و گویا فراموش شده فردا میشناسی مرا؟ گمان نمیکنم
•▪●۩ اسی ۩●▪•
رویای شیرین کودکی لبخند تلخی بر لبهای همیشه بسته ام هدیه میکند.... کاش میشد دوباره از نو آغاز کرد ای کاش میشد تمام فرصتهای سوخته را دوباره احیا کرد....
•▪●۩ اسی ۩●▪•
دو چشم خسته ام را خواب می گیرد.... اما من سودی نیافتن از خفتن و باز برخواستن من امشب باز بیدارم و دوباره غم ساربان قافله روزگار سیاه من است....
•▪●۩ اسی ۩●▪•
سرد است یا تو گم شده ای لابه لای آدم های عجول و بخار کلمات یا من هنوز آدم نشده ام به هر حال به دلیلی عجیب صندلی رو به رویم خالی ست !
•▪●۩ اسی ۩●▪•
به دنبال آخرین حرف برای تکمیل جمله ات نگرد... هر حرفی که بوی دوست داشتن بدهد آخرین کلام است...
•▪●۩ اسی ۩●▪•
سلام ، منزل خداست؟ این منم مزاحمی که آشناست... هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است. ولی هنوز پشت خط ، در انتظار یک صداست. شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است. به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟!