•▪●۩ اسی ۩●▪•
اينجا جاييست كه شياطين در آن حضور دارند.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
اينجا مردابيست كه گام نهادن در آن آدمی را می بلعد.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
اينجا شهر گرگ هاست نه عاشقها.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
ساحل در انتظار كسي بود تا پاسخي بگويد، فرياد آب را . با ناله گره شده، دلتنگ، خشمگين، سر زير پر كشيدم و رفتم ! جواب را .
•▪●۩ اسی ۩●▪•
تنها اگر دمی کوتاه آيم از تکرارِ اين پيشِ پاافتادهترين سخن که «دوستات میدارم»، چون تنديسی بیثبات بر پايههایِ ماسه به خاک درمیغلتی و پيش از آن که لطمهیِ درد درهمات شکند به سکوت میپيوندی.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
همیشه فاصله ای هست .دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد .
•▪●۩ اسی ۩●▪•
دچار یعنی عاشق ... وفکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد .
•▪●۩ اسی ۩●▪•
به سراغ من اگر میآیید، پشت هیچستانم. پشت هیچستان جایی است. پشت هیچستان رگهای هوا، پر قاصدهایی است که خبر میآرند، از گل واشده دورترین بوته خاک.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
لبخند می زنی ، رشته رمز می لرزد. می نگری ، رسایی چهره ات حیران می کند. بیا با جاده پیوستگی برویم. خزندگان در خوابند. دروازه ابدیت باز است.