•▪●۩ اسی ۩●▪•
تو یعنی یك شقایق را ... به یك پروانه بخشیدن... تو یعنی از سحر تا شب به زیبایی درخشیدن..
•▪●۩ اسی ۩●▪•
تو یعنی دستهای گل را.... ز آن سوی افق چیدن تو یعنی پاكی باران.... تو یعنی لذت دیدن...
•▪●۩ اسی ۩●▪•
اگر دریای دل آبیست... تویی فانوس زیبایش.. اگر آینه یك دنیاست.. تویی معنای دنیایش
•▪●۩ اسی ۩●▪•
قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از این خاك غریب ...
•▪●۩ اسی ۩●▪•
فتادم از پا ز ناتوانی، اسیر عشقم، چنان که دانی رهایی غم نمیتوانم تو چاره ای کن که می توانی
•▪●۩ اسی ۩●▪•
انگار هر آهنگ، عکس یا دست نوشته ای ساخته شده تا روزی بشود دلخوشیه دیروز، اشک های امروز. بشود تلنگری به بغضه شیشه ای وشکننده ی هر روز. تا بسوزاند کسی که اسیره دلی تنگ است و تازه کند داغی که همیشه بر قلب است. تا دلتنگی را تنها یادگاره بجای مانده کند.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
چه مي توان كرد ؟ قسم خوردم كه دنيا و غمهايش را فراموش كنم ولي نمي شد دلم مي خواست قلم را بشكنم تا ديگر ننويسد تا ديگر از سياهي قلم اثري نماند ، اما نتوانستم چون قلم مرا شكست و اشكهايم را جاري كرد
•▪●۩ اسی ۩●▪•
به دنبال آخرین حرف برای تکمیل جمله ات نگرد... هر حرفی که بوی دوست داشتن بدهد آخرین کلام است...