faafaa
این می چه حرامی است....... که همه عالم از او میجوشد .....یک عده به نابودی نامش کوشد...... آنان که بر عاشقان حرامش کردند........ خود خلوت از این پیالها می نوشند! .......
faafaa
ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺗﺎ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩ، ﺭﻭﯼ ﻧﯿﻤﮑﺘﯽ ﭼﻮﺑﯽ، ﺭﻭﺑﺮﻭﯼ ﯾﮏ ﺁﺑﻨﻤﺎﯼ ﺳﻨﮕﯽ. ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﺮﺳﯿﺪ: - ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ؟ - ﻧﻪ. - ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ؟ - ﻧﻪ. - ﭼﺮﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟ - ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻣﻨﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻥ. - ﭼﺮﺍ؟ - ﭼﻮﻥ ﻗﺸﻨﮓ ﻧﯿﺴﺘﻢ - ﻗﺒﻼ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﻦ؟ - ﻧﻪ. - ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﯾﺪﻡ. - ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﯽ؟ - ﺍﺯ ﺗﻪ ﻗﻠﺒﻢ ﺁﺭﻩ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺭﻭ ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﺩﻭﯾﺪ، ﺷﺎﺩ ﺷﺎﺩ. ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﺷﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ، ﮐﯿﻔﺶ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ، ﻋﺼﺎﯼ ﺳﻔﯿﺪﺵ ﺭﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ............
faafaa
روزی با خودم فکر میکردم که اگر او را با غریبه ای ببینم شهر را به آتش میکشم اما حال حتی حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست ...........
faafaa
کسی که از پشت يه مانيتور، نديده ابراز عشق ميکنه، احتمالاً راه بهتری واسه رسيدن به تختخواب بلد نيس……….
faafaa
قطار می رود…. تو می روی…. تمام ایستگاه میرود…. و من چقدر ساده ام که سال های سال در انتظار تو ، کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان…. به نرده های ایستگاه رفته ، تکیه داده ام ..............
faafaa
سلام به همه............بلاخره من اومدم....خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
faafaa
دوستان من دارم میرم.......................مواظب خودتون باشید........تا یه مدت طولانی شاید نتونم بیام......امیدوارم منو فراموش نکنید...............دوستتون دارم.............تا بعد.........بای بای...........
faafaa
چیزهای کوچک،....................................
faafaa
به سلامتی مادرم که بخاطر من شکمش را بزرگ کرد. بخاطر او که خط چشمش را با عینک عوض کرد، بخاطر او که میهمانی های شبانه را با شب بیدار ماندن در کنار من عوض کرد، پول کیفش را با پوشک بچه عوض کرد. بخاطر آن مادری که همه چیز را با عشق عوض کرد. ببینیم چند فرزند ...مغرور از داشتن مادر این پیام را روی دیوارشان میچسبانند. من هم این متن رو کپی .................. کردم و چسباندم
faafaa
احمد شاملو..................
faafaa
به ته سیگارهایتان احترام بگذارید... نیندازیدشان زیرپا... چرا آدم ها عادت دارند... هرکه به پایشان سوخت را... می اندازند زیر پا؟! ..............