faafaa
دنیا هرگز این مادر را فراموش نمی کند.........
faafaa
بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بیعرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده ایم......
faafaa
ازآجیل سفره عید چند پسته لال مانده است...... آنها که لب گشودند؛خورده شدند...... آنها که لال مانده اند ؛می شکنند...... دندانساز راست می گفت: پسته لال ؛سکوت دندان شکن است !
faafaa
می خواهم دوستت بدارم.................
faafaa
به شالیزار قلبم باش باران / که می سوزد دلم از خشکسالی . . ............
faafaa
قدیما میگفتن «بخند تا دنیا به روت بخنده!» حالا دنیا به خندهی من و تو کاری نداره و همینطوری داره به ریشمون میخنده.................
faafaa
بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی......................
faafaa
واسه من سقف نساز.......من به سایه ات راضی ام.............
faafaa
روزي مردي داخل چاله اي افتاد و بسيار دردش آمد ... يک روحاني او را ديد و گفت :حتما گناهي انجام داده اي! ....يک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت! ...يک روزنامه نگار در مورد دردهايش با او مصاحبه کرد! ...يک يوگيست به او گفت : اين چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعيت وجود ندارند!!!.. يک پزشک براي او دو قرص آسپرين پايين انداخت! ...يک پرستار کنار چاله ايستاد و با او گريه کرد!... يک روانشناس او را تحريک کرد تا دلايلي را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پيدا کند! ....يک تقويت کننده فکر او را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است!... يک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود يکي از پاهات رو بشکني!!!... سپس فرد بيسوادي گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بيرون آورد....
faafaa
ای دبستانی ترین احساس من.............
faafaa
اگر مردها مي توانستند حامله شوند آن وقت سقط جنين ايين مقدسي مي شد ..................
وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند. زن با حالتی عجیب به زمین افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زیر فشار آوار کاملا تغییر یافته بود. ناجیان تلاش می کردند جنازه را بیرون بیاورند که گرمای موجودی ظریف را احساس کردند. چند ثانیه بعد، سرپرست گروه ، دیوانه وار فریاد زد: بیایید، زود بیایید! یک بچه اینجا است. بچه زنده است.
15 سال و 5 ماه و 3 روز و 19 دقيقه قبلوقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت دختری از زیر آن بیرون کشیده شد.
نوزاد کاملا سالم و در خواب عمیق بود. مردم وقتی بچه را بغل کردند، یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه شکسته آن این پیام دیده می شد: عزیزم، اگر زنده ماندی، هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت داشت..........