faafaa
دیدی ای حافظ که کنعان دلم بی ماه شد......................عاقبت با اشک و غم کوه امیدم کاه شد.........گفته بودی یوسف گمگشته باز آید ولی......یوسف من تا همیشه همنشین چاه شد............
faafaa
همرنگ تمام آرزوهای من...........قارتگر قلب و جان ودنیای منی..........دور از تو نفس کشیدنم ممکن نیست..............من ماهی تشنه ام تو دریای منی..........
faafaa
تو مرا میفهمی..............من تو را میخواهم......و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است...............تو مرا میخوانی.......من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم.......و تو هم میدانی......تا ابد در دل من خواهی ماند.........
faafaa
دیدارت را آرزومندم حتی اگر قرار باشد شبی بی چراغ در جستجویت تمام کوچه ها را بگردم.............
faafaa
هرگز فراموش نخواهم کرد که برای داشتن تو دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت...............
faafaa
گاهی باید آرامش کسی را فرو ریخت تا که بفهمد تنها نیست................
faafaa
میرسد روزی که بی هم می شویم......یک به یک از جمع هم کم میشویم..........میرسد روزی که ما در خاطرات...........موجب خندیدن و غم میشویم.......گاه گاهی یاد ما کن نازنین........میرسد روزی که بی هم میشویم...........
faafaa
پرنده ای که دوست داری رهایش کن.......اگه عاشق باشه برمیگرده.....وگرنه هیچ وقت عاشق نبوده.................پرنده ی من برگشت.............
faafaa
تا که بودم نبودیم کسی.........کشت مارا غم بی همنفسی............تا که خفتیم همه بیدار شدند..........تا که مردیم همه یار شدند..................قدر آن شیشه بدانید که هست....................نه در آن موقع که افتاد و شکست..............
faafaa
چقدر سخته منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر اومدن نباشه..............
faafaa
اگر اون برای تو ساخته شده...........................من برای تو ویران شدم............
faafaa
هرگز به کسی اجازه نده قلم خودخواهی دست بگیرند......دفتر سرنوشت را ورق زنند....خاطرات را پاک کنند....تا در پایانش بنویسند قسمت نبود............
faafaa
تو کسی که خنده اش طعم زمستان میدهد...............من همان که ابتدایش بوی پایان میدهد.............خوب میدانم که یک شب،یک شب بی انتها........عشق روی دستهای بی کسم جان میدهد..................
faafaa
" من اگر در بهشت باشم ولی به من بگویند تو حق نداری جهنم را به این بهشت ترجیح بدهی از آن بهشت بیرون می روم " . ژان روستان ............