faafaa
قهوه تلخ به خوردمان می دهند تا فراموش کنیم شیرینی عشقمان را............. دلم یک فنجان چای می خواهد با طعم تو................
faafaa
یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود. ...آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و 4 تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه.... وقتی خونه میرسه میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه.... این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه، اما نتیجه ای نمیگیره.... یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین.... بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و. . . خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون. یک ساعت بعد، زنگ میزنه خونه. زنش گوشی رو برمیداره.... مرده میپرسه: " اون گربه کره خر خونس؟" زنش می گه آره... مرده میگه گوشی رو بده بهش،.... من گم شدم !!!...
faafaa
سر کلاس ادبيات معلم گفت :...... فعل رفتن رو صرف کن ......... رفتم ... رفتي ... رفت ... ساکت مي شوم ،........... ميخندم ولي خنده ام تلخ مي شود ..........استاد داد مي زند : ........خوب بعد ؟........... ادامه بده !........ و من مي گويم : ........... رفت ... رفت ... رفت ... رفت ...........و دلم شکست ......... غم رو دلم نشست ........... رفت و شاديم بمرد ......... شور از دلم ببرد ......... رفت ... رفت ... رفت ... و من مي خندم و مي گويم :........ خنده ي تلخ من از گريه غم انگيز تر است ............... کارم از گريه گذشته به سيه.................
faafaa
در تمام لحظه هایم تکرار می شوی ولی تکراری نمی شوی...............
faafaa
دقت كردين مغز آدمي چقدر شگفت انگيزه!......... از لحظه تولد، .........24 ساعت به صورت بي وقفه كار مي كنه و فقط موقعي كه برگ امتحان رو جلوت مي ذارن از كار مي افته! .......عظمت خدا رو............
faafaa
بعضی اهنگها و ترانه ها برای گوش دادن ساخته نشده اند............ اونها به وجود امده اند برای کمک کردن به ادمها برای "یک دل سیر گریه کردن از ته دل".................
faafaa
همه ی موجـودای زنده بعد از مرگشون فاسد میشن و آدما قبل از مرگشون....................
faafaa
دلم میخواهد کنار برکه ای بدوم کودکانه......... پر از معصومیت..... و حجم ناممکن غصه ام.... گم کردن شاپرکم باشد....... میخواهم بخوابم........ کقشهایم را بیاویزم و همینجا کنار اکنون بنشینم.......... میخواهم تمام معانی را به لفظ واگذارم........... مرا به مفهوم چه کار......... و به انسان؟....... و عشق؟...... انها را به تو میسپارم.....
faafaa
دستهای دلمان را بهم قفل کن!..... فقط یادت باشد..... کلید را جایی بگذاری.... که یاد هیچ کداممان نماند.......
faafaa
گاهی وقتا توی رابطه ها...... نیازی نیست طرفت بهت بگه :..... برو !..... همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره...... همین که نپرسه چجوری روزا رو به شب میرسونی...... ... همین که کار و زندگی رو بهونه میکنه....... همین که دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشه..... و همین که حضور دیگران توی زندگیش...... پر رنگ تر از بودن تو باشه..... هزار بار سنگین تر از..... کلمه ی برو واست معنا پیدا میکنه........ پس برو...... قبل از اینکه ویرون تر از اینی که هستی شی............
faafaa
خدايا ............. تو دنیای ما آدما ............ یه حالتی هست به نام " کم آوردن " .......... تو که خدایی و نمیتونی تجربش کنی ........... خوش به حالت ..................
faafaa
در زندگی هر شخصی صدها "دوستت دارم" وجود دارد. . ................. اما انسان فقط گول یکی از آنها را میخورد ................. و تا می تواند بر حماقت خود پا می فشارد ........................
faafaa
تو فقط باش همین....................