faafaa
عجب معلم سختگیری است این طبیعت که اول امتحان میگیرد بعد درس میدهد.............
faafaa
شما یادتون نمیاد،انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم: بر پاااا… .بر جاااا…. کی غایبه؟ مرجاااان…دروغ نگو من اینجااام… ................
faafaa
شما یادتون نمیاد، همیشه کفش پاشنه بلندای مامانمونو می پوشیدیم و احساس بزرگی بهمون دست میداد.............................
faafaa
هیچ وقت از خدا نخواستم همه ی دنیا مال من باشه……….
فقط خواستم اون که دنیای منه مال هیچ کس نباشه………..
faafaa
نهایت تفاهم!............ ناگهانی و عاشقانه نگاهش میکنم، ناگهانی و عاشقانه نگاهم میکند!.......... ... زیر لب می خندم،زیر لب می خندد!........ تا کمی بغض میکنم،بغض گلویش را سخت، میفشارد!........ ... رویم را که بر میگردانم،مثل بچه ها ،زودِ زود قهر میکند!.......... اما دوباره که نزدیکش میشوم،با عشق و امید، به سویم می آید!انگار که سالهاست با واژه قهر بیگانه ی بیگانه است!........ برایش که دست تکان میدهم،بی درنگ و با عشق، برایم دست تکان میدهد!........... لب به سخن که باز میکنم،گویی که ذهنم را با تمام افکار خاک گرفته درونش، بخواند،همه حرفهایم را،مو به مو ،با من،زمزمه میکند!......... گویی معنای حقیقی واژه تفاهم است!تفاهمی مه افسار گریخته به سمت بینهایت میل میکند!................... چه دوست بی ریا و ساده دلیست برای من،..........آینه! …………
faafaa
نمی فهمم چرا هیچ کس برنمی دارد بنویسد از مردهــا…….. از چشمها و شــانه ها و دستهایشــان….. از آغوششان، از عطر تنشـان، از صدایشــان……. پررو می شوند؟ خوب بشوند..!!........ مگر خود ما با هر دوستت دارمی تا آسمـان نرفته ایم؟…….. مگر ما به اتکــا همین دستها، همین نگاهها،……… همین آغوشهـا در بزنگاههای زندگی سرپا نمانده ایم؟……….
faafaa
سلام همگی...........خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
faafaa
بابام حسرت زمان باباشو رو می خورد ... منم حسرت زمان بابام ... اما اگه بچم من بخواد حسرت زمان منو بخوره همچین جفت پا میرم تو صورتش که......................................
faafaa
دوستان من باید برم...........مواظب خودتون باشید...................بای بای...................
faafaa
شما یادتون نمیاد ...........چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد ۴ تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.............
faafaa
شما یادتون نمیاد ،........... پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !...........
faafaa
شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میزاشتیم رو میز که تقلب نکنیم. .........
faafaa
شما یادتون نمیاد..... آسیاب بشین میشینم،...... آسیاب پاشو پامیشم،..... آسیاب بچرخ میچرخم.....، آسیاب پاشو،پا نمیشم........؛ جوون ننه جون، پا نمیشم؛.....… جوونه قفل چمدون،پامیشم...........آسیاب تند ترش کن....، تندتر تندترش کن!.............