دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

faafaa

چترم باز باشد یا بسته ؟؟؟؟؟؟؟فرقی نمیکند.....بی دوست همیشه خیس بارانم................ درباره »
faafaa
زن - متاهل
امتیاز: 5045

دنبال‌شدگان

(554 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(496 کاربر)

گروه‌ها

(110 گروه)

بازدید

faafaa
faafaa

درزندگی کاری نکنیدکه تاوان آنرا عمه هایتان پس بدهند.............. (عمه دکتر شریعتی) ...............

faafaa
faafaa

میروم زیر باران......... تا گریه کنم........ تا تو ندانی ابی که..... .روی گونه ام هست........... قطره ای از باران است یا اشک...............

faafaa
faafaa

سیگارم چه خوب درک می کند مرا..... وای که چه زیبا کام میدهد...... این نو عروس هر شب تنهایی هایم....... لباس سپیدش را تا صبح برایم می سوزاند......... و من تا صبح بر لبانش بوسه می زنم......... ... ... ... چه لذتی می بریم از این همخوابگی......... او از جان مایه می گذارد و........... من از عمر......... هر دو می سوزیم به پای هم..........

faafaa
faafaa

به سلامتي اون بچهاي که شيمي درماني کرده همه موهاش ريخته،……. به باباش ميگه بابا من الان شدم مثل رونالدو يا روبرتو کارلوس؟………. باباش ميگه قربونت برم از همه اونا تو خوشتيپ تري .........

faafaa
263024_130758540338653_100002135230378_240258_7728742_n.jpg faafaa
در خاطرات

شما یادتون نمیاد..................

faafaa
faafaa
در خاطرات

شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم ! ............................

faafaa
faafaa
در خاطرات

شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن ! ...............

faafaa
faafaa
در خاطرات

شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی......... بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، ............همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !.............

faafaa
faafaa
در خاطرات

شما یادتون نمیاد تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم...........................

faafaa
faafaa

همگی بای بای.................

faafaa
faafaa

چه لحظه ی شیرینی است........... وقتی با یک دستت فرمان را میگیری و با دست دیگر دست هایم را ............

faafaa
faafaa

..... در سردر کاروانسرايي...... تصوير زني به گچ کشيدند .......... ارباب عمایم اين خبر را........ از مخبر صادقي شنيدند ......... گفتند که وا شريعتا خلق.... روي زن بي نقاب ديدند...... آسيمه سر از درون مسجد.... تا سردر آن سرا دويدند....... ايمان و امان به سرعت برق...... مي رفت که مؤمنين رسيدند....... اين آب آورد آن يکي خاک...... يک پيچه ز گِل بر او بريدند........ ناموس به باد رفته اي را....... با يک دو سه مشت گِل خريدند.... چون شرع نبي ازين خطر جَست........... رفتند و به خانه آرميدند......

faafaa
faafaa

ای کسانی که ايمان آورده ايد، اگر به جای ايمان، سيمان آورده بوديد! اين مملکت تا حالا آباد شده بود!..؟..................

faafaa
faafaa

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه........ گوشت بدن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش میخوردند........ زمستان تمام شد و کلاغ مرد!............. اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند:....... آخی خوب شد مرد, راحت شدیم از این غذای تکراری!....... این است واقعیت تلخ روزگار ما!!!!!!!!!.......

faafaa
faafaa

ما هممون یه جورایی یه زمانی جزو اقلیت های هندی بودیم!....... چون هممون یه گاوی رو یه روزی به عنوان عشق می پرستیدیم ............