دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

faafaa

چترم باز باشد یا بسته ؟؟؟؟؟؟؟فرقی نمیکند.....بی دوست همیشه خیس بارانم................ درباره »
faafaa
زن - متاهل
امتیاز: 5045

دنبال‌شدگان

(554 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(496 کاربر)

گروه‌ها

(110 گروه)

بازدید

faafaa
faafaa

خواستم که بگويم: فاطمه دختر خديجه بزرگ است. ديدم که فاطمه نيست........ خواستم که بگويم: فاطمه دختر محمد (ص) است. ديدم که فاطمه نيست.......... خواستم که بگويم: فاطمه همسر علــی است. ديــــدم که فاطمه نيست......... خواستم که بگويم: فاطمه مادر حسنيــن است............. ديدم که فاطمه نيست. خواستم که بگويم: فاطمه مادر زينب است باز ديدم که فاطمه نيست. ..........نه اينها همه است و اين هــمه فاطمه نيست؛ فاطمه، فاطمه است. ...........

این ارسال را بازنشر کرده است.
faafaa
faafaa
در سرنوشت

حال"م خوب است ......اما گذشته ام درد میکند ...............

faafaa
faafaa
در سرنوشت

خوشبخترین پسر کسیست که اولین عشق یک دختر باشد و خوشبخترین دختر کسیست که آخرین عشق یک پسر باشد... ................

faafaa
faafaa
در سرنوشت

تعطیل است ، کاغذ ِ زردرنگ ِ روی شیشه می‌گوید که او رفته و احتمالا ، تا صبح فردا باز نخواهد گشت ............

faafaa
faafaa
در سرنوشت

امان از خنده ای که لابلاي آن……… بغض دردناكي گلويت را بفشارد……… امان از آن لحظه...........

faafaa
faafaa
در سرنوشت

یه سری آدما باید تو زندگی‌ فراموش بشن ,سخته ,ولی‌ اگر فراموش نشن چیزی جز دردسر برات نیستن.............

faafaa
faafaa
در سرنوشت

به نامردی نامردان قسم خوردم که نامردی کنم در حق نا مردان.....................

faafaa
faafaa
در سرنوشت

هنوز هم دلم تنگ ميشود براي محض حرف زدنت و براي تكيه كلامهايت كه نمي دانستي فقط كلام نبود بلكه من هم به آن تكيه زده بودم.............

faafaa
faafaa
در سرنوشت

به شدت در خود احساس نیاز جنسی میکنم ...... احساس نیاز به کسی از "جنس" آدم.......

faafaa
faafaa
در سرنوشت

یه پیچ رو هر چقدر سفت کنی ، موقع باز کردن ، همونقدر باید زور بزنی ... حالا هی منو بپیچون .. به موقعش دارم برات………..

faafaa
faafaa
در سرنوشت

نمـی شود دوستـت نداشـت………. لجـم هم کـه بگـیرد از دستت، نهایـتش این است که دفـترچه خاطـراتم، پر از فـحش های ِ عاشقانه می شود ……………….../.

faafaa
faafaa
در سرنوشت

باران که می آید مادرم غر میزند که تازه دیروز شیشه ها را تمیز کرده……… پیرمردی توی تاکسی از سوراخ بودن ایزوگام خانه اش مینالد و پسرش که سالی یکبار هم یادی از او نمیکند……. جوان فشن صندلی بغلی هم لابد دلخورست از باران که موهایش را به هم ریخته……. شاید هیچ کس مثل من از باران خوشحال نباشد………… آخر باران که میبارد هیچ کس از خیسی چشمانت سوالی نمیکند………….

faafaa
faafaa
در سرنوشت

خدایا ...مطمئنی که با برگِ برنده من دُلـــمه درست نکردی؟......................

faafaa
faafaa
در سرنوشت

دست هایم خالیست…… و درونم سرشار…….. پرم از آرزوهای پوشالی…… و چه زیباست…… پشت پا زدن به آن هایی که می رنجونن……….. و چه خوب است…. گاه گاهی دروغ بگویی به دلت……. و نگذاری که بداند…. بی نهایت تنهاست !!!........

faafaa
faafaa
در سرنوشت

توي دنيام مثل يك درخت خشك شدم ! نمي دونم بايد در انتظار بهار باشم يا هيزم شكن پير ................