دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

farnaz.kh

farnaz.kh
زن - مجرد
امتیاز: 3631

دنبال‌شدگان

(765 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(406 کاربر)

گروه‌ها

(13 گروه)

بازدید

√ ∂нαмε
√ ∂нαмε

پسرک با بغض ...صاف و عاشقانه ...دراغوش کشید معشوق گریان را ...تا مبادا بر زمین بچکد ...قطره ای از اشک معشوق ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
farnaz.kh
1000189_472070462885567_631306515_n.jpg farnaz.kh

واست زوده بفهمی من چرا آواره دردم...

farnaz.kh
1240556_499990900093523_1697748584_n.jpg farnaz.kh

آخرین سنگر "سکوته"...حق ما گرفتنی نیست...

farnaz.kh
farnaz.kh

واقعا جوابا اومده یا شایعست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

farnaz.kh
farnaz.kh

آﻧﻘﺪﺭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻥ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭ ﻧﮑﻨﯿﺪ !!! ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯿﺮﻩ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ﻣﯿﺮﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﯿﺸﯽ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ﻋﺮﻭﺱ ﻣﯿﺸﯽ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﯿﺸﯽ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ... ﮐﻮﺩک ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﮐـــﻮﺩﮐــﯽ ﮐﻨﺪ !

farnaz.kh
farnaz.kh

به خدا ایمان دارم ؛ حتی اگر سکوت کرده باشد ...

نیما
نیما

انسان، کوچک بماند بهتر است؛ به دنیا نیاید بهتر است. اصلاً این فیلم را به عقب برگردان: آن‌قدر که پالتوی پوستِ پشتِ ویترین پلنگی شود که می‌دَود در دشت‌های دور. آن‌قدر که عصاها پیاده به جنگل برگردند و پرندگان دوباره بر زمین... نه! به عقب‌تر برگرد: بگذار خدا، دوباره دست‌هایش را بشوید؛ در آینه بنگرد؛ شاید، تصمیم دیگری گرفت...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حمیدرضا
حمیدرضا

پسر جواني در کتابخانه از دختري پرسيد: مزاحمتان نمي شوم کنار دست شما بنشينم؟ دختر جوان با صداي بلند گفت: نمي خواهم يک شب را با شما بگذرانم تمام دانشجويان در کتابخانه به پسر که بسيار خجالت زده شده بود نگاه کردند. پس از چند دقيقه دختر به سمت آن پسر رفت و در کنار ميزش به او گفت: من روانشناسي پژوهش مي کنم و ميدانم مرد ها به چه چيزي فکر ميکنند، گمان کنم شمارا خجالت زده کردم درست است؟ پسر با صداي بسيار بلند گفت: 50 دلار براي يک شب!!؟ خيلي زياد است!!! وتمام آناني که در کتابخانه بودند به دختر نگاهي غير عادي کردند، پسر به گوش دختر زمزمه کرد « من حقوق ميخوانم و ميدانم چطور شخص بيگناهي را گناهکار جلوه بدهم!!»

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
farnaz.kh
farnaz.kh

می تواند مچم را بگیرد ، اما همیشه دستانم را می‌گیرد ؛ خدا را می گویم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
فرزام
فرزام

@farnaz.kh راز ایـــن داغ نـــه در سجـــده ی طولانـی ماست بوسه ی اوست که چون مهر به پیشانی ماست شـادمـــانیم کـــــه در سنگــــدلی چـــون دیــــوار بـــاز هــــم پنجـــره ای در دل سیمانی ماست... فاضل نظری

این ارسال را بازنشر کرده است.
مریـم بانـو
ufj18dvtpdpeqc8x8bo.jpg مریـم بانـو
در دوره

دوره جنگ جهانی دوم یک افسر نازی آلمانی به پاریس آمد و از نقاشی های پیکاسو بازدید کرد. وقتی چشمش به تابلوی "گرنیکا" ی پیکاسو افتاد که درمورد جنگ جهانی دوم کشیده بود ، با آن ترکیب عجیب رنگ ها، آشوب و بی نظمی که در آن تابلو هست به پیکاسو گفت: این کار شماست؟ پیکاسو در پاسخ به او گفت: نه، این کار شماست!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
farnaz.kh
farnaz.kh

روزی میرسد بی تفاوتی هایت را با جای خالی ام حس کنی و شاید در دلت با بغض بگویی کاش اینجا بود.آنوقت است که میفهمی چقدر زود دیر میشود.

farnaz.kh
farnaz.kh

قانعم!! او قسمت من نبود!! مال مردم بود!! قربان دلم كه مال مردم خور نیست...

این ارسال را بازنشر کرده است.
farnaz.kh
farnaz.kh

سلامتی پدر مادری که عمرشونو فدای بچه ای کردن که تو روشون وایساد و گفت :مگه برام چیکار کردین.... سلامتیه رفاقتی که تا سودی براش نداشته باشی خبری ازش نیست.... نیگا کن خدا .......اینه دنیات. تهِ نامردیه.....نه؟