farnaz.kh
مگــــر خودت نگفــتی خداحــافظ؟ پــس چرا وقتی گــفتم”به ســلامت” نگاهــت تلخ شــد؟ بــرو به ســلامت دیگــر هــم ســراغم را نگــیر! خســته تــر از آنم کــه بر ســر راهت بنــشینم و دلــیل رفتنــت را جــــویاشــوم…
farnaz.kh
امشب بازهم پستچی پیر محله ی ما نیومد یا باید خانه مان را عوض کنم یا پستچی را ! تو که هر روز برایم نامه می نویسی ، مگه نه . . . ؟
farnaz.kh
. این روزها فقط تورو میطلبم ! هی فلانی به خودت نگیر ، مرگ را میگویم ...