farnaz.kh
هر روز صفحه ی نیازمندیها را زیر و رو می کنم ! میدانم بالاخره یک روز به من لعنتی نیاز پیدا می کنی . . .
farnaz.kh
خدایا … سیب که شیرین است سهل! تو بگو، زهر! هرچه که باشد … بیار،با تمام وجود ﻣﮯ بلعم… تو فقط مرا از این دنیا بنداز بیرون …!
farnaz.kh
از آن جمله هایی ام که انتهایش سه نقطه می خواهد … حال هر طور می خواهی تفسیرم کن!
farnaz.kh
هیچ قطاری از این اتاق نمی گذرد من اینجا نشسته ام و با همین سیگار قطار می آفرینم نمی شنوی …!؟ سرم دارد سوتمی کشد …
farnaz.kh
مردهاوقتی بغض میکنند بعدش لبخندی تقلبی میزنند و در جیبهایشان به دنبال فندک میگردند …
farnaz.kh
قصه از آنجا شروع شد که از “عادت کردن” فرار کردیم و به “فرار” عادت کردیم !
farnaz.kh
پرنده ای که بال و پرش ریخته باشد مظلومیت خاصی دارد ! باز گذاشتن در قفسش توهینی است به او ! در قفس را ببند تا زندان دلیل زمینگیر شدنش باشد نه پر و بال ریخته اش ! .
farnaz.kh
هیچ عروسکی پیر نمی شود ، دخترها مهربان ترین مادرانند …