farnaz.kh
سالهاست که دیگر فرهاد چایش را تلخ مینوشد …
farnaz.kh
. . ماههاست فراموشش کرده ام ؛ خاطراتش را هم … ولی نمی دانم دستانم چرا هنوز به نوشتن نامش ذوق میکنند ؟!
farnaz.kh
آری از پشت کوه آمده ام... چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت،حرام خورد؟! برای عشق خیانت کرد برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم می گویند: از پشت کوه آمده! ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد، تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ!
farnaz.kh
تو مترو موقع حرف زدن با تلفن٬ دور و بریام یه جوری با دقت گوش میکردن که یه لحظه خواستم بزنم رو اسپیکر ...
farnaz.kh
. دیر آمدی … بودنم در حسرت خواستنت تمام شد !
farnaz.kh
اونـــے کـﮧ رفـــت ... وقتــے بــﮧ اجبـــار برگشـــت دیگـــﮧ نــﮧ خـــودش هســـت نــﮧ احساســـش ...! " وجدانـــش " اونــــو آورده .................!
farnaz.kh
دیگرجای خالیت پر نمیشود ؛حتی...با خودت!