farnaz.kh
سکــــــــــــــوت از نداشتن نیست ، از بزرگواریست! برای همیــــن هیچوقت صدای خدا را نمی شنوی!!
farnaz.kh
برای حفظ دوران پادشاهی ام,لباسهای دوران چوپانی ام را نگه داشته ام .
farnaz.kh
پدرم آرزوهایم را قورت می داد تا چشمانم مه گرفت چون دستش مانند پای برادرم همیشه لُخت بود… چقدر صورتم بوی زحمت می گیرد وقتی نوازشم می کند!
farnaz.kh
مگه من نقش اول این بازیی نبودم؟؟؟؟؟؟؟؟....پس چرا همون اول مردم؟
farnaz.kh
یادش بخیر!!!وقتی معلم میخاست درس بپرسه یکی که داوطلب میشد یه نفس راحت میکشیدیم...دلم برای یه نفس راحت کشیدن تنگ شده...
farnaz.kh
معجزه تویی اما رخ نمی دهی !
farnaz.kh
بیاندیش … نخند به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب. نخند! به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری. نخند! به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند. نخند! به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده. نخند! …به دستان پدرت، به جاروکردن مادرت، به راننده ی چاق اتوبوس ، به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد، به پلیسی که سرچهارراه باکلاه صورتش رابادمی زند، به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جارمی زند، به پارگی ریزجوراب کسی در مجلسی، به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان، ب به مردی که درخیابانی شلوغ ماشینش پنچرشده، به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلاممی گوید، به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد، به زنی که باکیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چندکیسه میوه وسبزی، به هول شدن همکلاسی ات پای تخته، به مردی که دربانک ازتو می خواهد برایش برگه ای پرکنی، ….نخند،نخند که دنیا ارزشش رانداردکه تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی!! که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگی دارن
farnaz.kh
همیشه...حرف از رفتن هاست...کاش کسی با آمدنش غافلگیرمان کند...
farnaz.kh
تمام غصه های دنیا رو میشه با یک جمله تحمل کرد : خدایا میدانم که میبینی . . . .
farnaz.kh
حالم از کلمه "عزیزم" و "عشقم" بهم میخوره....من و همون "ببین" صدا کن...بی ریایی،شرف داره به ریا کاری...