farnaz.kh
زیر من دیگر خط نکشید...من "مهم" نیستم....برای امتحان هم نمی آیم..."شبتون پر از نا باوری....
farnaz.kh
من دیوانه نیستم .تنها ندیده ای؟به من نخند روزگاری عزیز دل کسی بودم،
farnaz.kh
کابوس امشبم شده ای تو،،،"دوم شخص مفردی" که زمزمه "دوستت دارم را" در گوشم نجوا میکرد...و حال میگوید: برو... تک فعلی که هیچگاه انتظار شنیدن "صیغه امرش" را نداشتم...
farnaz.kh
بی همگان به سر شود..."توام روش"
farnaz.kh
دلم برای حضور و غیاب های مدرسه تنگ شده....انگار اون موقع برای کسی مهم بود که"باشیم یا نباشیم"
farnaz.kh
آمده بـودم "تو" را بـبـیـنــم امــّـا شما را دیدم . . .هه!!!!
farnaz.kh
از قصه ات بیرون می آیم این ماجرا از اول هم بدون من کامل بود....
farnaz.kh
باباجون "لوک خوش شانسم" با اون همه بخت و اقبال همیشه تنها بود و سکانس آخرو تنهایی میرفت سمت غروب..."تنهایی و عشقه...بیخیال
farnaz.kh
خدا جونم انقد تو خودم ریختم که از سرم هم گذشته...دیگه دارم غرق میشم...قربونت دستم بگیر بکش بیرون.
farnaz.kh
یـــه وقــتـایــی بـــه جـایــی مــیـرسـی کـــه خـــسـتـگــیـت "دَر " نـمـیـشــه ؛" درد " مـیـشــه....!!!
farnaz.kh
تمام "نا تمام" من با تو تمام میشود...
farnaz.kh
با رقیبم شب و روزش به خوشی میگذرد...
farnaz.kh
●●هے غـَریبــﮧ ●● شـَب ِ عـَروسے کـت و شـَلوار ِ سیــآهش رآ بـﮧ او بپـُوشــآטּ ●● رنـگ ِ سیــآه بـﮧ مـَـرد ِ مـَـטּ خـیلے مے آیـَد ●● بـَند ِ کـِروآتـش رآ خـُـودت سـِفت کـُـטּ ●● ایــטּ کــآر رآ دوسـت دآرد ●● وقـتے دستــآنت رآ مے گیــرد ●● خـُـودت رآ در آغـُـوش ِ او بے انـدآز ●● بــآ ایــטּ کــآر احســآس ِ آرآمـِش مے کــُند ●● زَحمـَت ِ تــآج ِ عـَروس رآ نــَکش ●● سـَلیقـﮧ اش رآ خـُـوب مے دآنـَم ، بـَرآیت گـِرفتـﮧ اسـت ●● خـُلآصـﮧ کـُنم غـَریبـﮧ ●● جـآ טּ ِ تـُـو و جـآ טּ ِ مـَـرد ِ مـَـטּ . . .