farnaz.kh
چنان کیشت می کنند … که سالهای سال مات می مانی …
farnaz.kh
آدمک برفی می دانم سردت است همین حالا جلوی بخاری خود گرمت می کنم اول دست ها بعد شانه، شکم، پا نمی دانم گرمت شده یا نه کجایی آدمک برفی کجایی؟ .
farnaz.kh
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم...خیلی ممنون....."ولی من هیچ وقت ازت نمیگذرم"....
farnaz.kh
چوبی ب آستینم کرد روزگار ک معنای سکوت تلخ مترسک را الان میفهمم …
farnaz.kh
خستـــــــم خیــــلی زیــــاد..........
farnaz.kh
گندم بهانه بود سیب ... یک اتفاق عاشقانه بود با لمس این هــوای پُـــرهوس آدم نمی شود آنکس که با فرشته ها هم آشیانه بود ...!!!
farnaz.kh
مترسک گریه نکن ! تو هم مثل من چوب سادگیت را خوردی ! به دار آویخته شدی به خاطر شکم پرستی ملخ ها ! بد دردیست چوب کار کسی را خوردن ! مترسک به چوبی تکیه کردی که چوبه ی دارت شد ! سادگی کردی !
farnaz.kh
نمیدانم بگویم بمان یا برو ؟؟؟ چرا که باور کرده ام به هیچ فعلی پایبند نیستی !!!