آروین
بارون امشب توی ایوون مثل آزادی تو زندون بی صدا بی تحرک بی ریا بود توی زندون میکن جون مرد با همت میدون توی فکر آسمونه بلکه تو قطره بارون بتونه اشک خدا رو هم ببینه...
آروین
یه دشت سر سبز یه رود پر آب یه سد محکم داشتیم تو سیلاب ما از خوشیها دلامون آزرد سد وشکستیم دنیارو آب برد...
آروین
هرجابری سکوت به همین اندازه برات درد آوره انتظار سر قرار برات مرگ آوره
آروین
تمام سال من بی تو پر از سوز زمستونه صدای خنده رو هیچ کس نمی شنوه یکی انگار توی سینم گل یاس داره میکاره بی تو قلب جهنم هم مثل خونه واسم سرده با او حالی که تو رفتی محاله بازی برگرده ...
آروین
دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.
آروین
من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.(کوروش کبیر)
آروین
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید .
آروین
خرد بهتر از هر چه ایزد بداد/ ستایش خرد را به از راه داد /خرد رهنمای و خرد دلگشای خرد دست گیرد به هر دو سرای
آروین
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست ؛ گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم ؛ وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ؛ طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم ...
آروین
به سه چیز تکیه نکن غرور، دروغ و عشق آدم با غرور می تازد با دروغ می بازد و با عشق می میرد
آروین
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم من می ترسم پس هستم این چنین می گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم
آروین
درد من،زخم تبر نیست که چون تیشه زند زخمِ کاریست که چون داس گل ازریشه زند دشت ِ گل پرورمن ،خسته از این بی داد است سالیانیست، که این درد براندیشه زند
آروین
خدا اونقدر دوسش دارم که گاهی به بودنش حسودیم میشه همه دنیاه اگه یه روز صداشو نشنوم میمیرم بهم کمک کن تو دوست داشتنش ثابت قدم باشم