آروین
خدایا ... پروردگارم ... مرا اندکی دوست بدار ... ولی طولانی ... طولانی ... طولانی ... طولانی ... طولانی ...
آروین
گناهم چه بود اینکه به یادت بودم واز احوالت جویا شدم و گفتم تو چهرت غم کهنه نشسه تو میگی خدا حا فظ برای همیشه اینه رسم عاشقی ...
آروین
خدا جون خیلی ممنون کسی رو بهم دوباره دادی که مدتها ازش بی خبر بودم خدا دوست دارم .
آروین
خدا چرا از ما شدی جدا نکنه اینم بود گناه که گفتیم منو ببر یا خوبم کن
آروین
خدا تو صدامو میشنوی چرا پس اینقدر با تاخیر اونم بر عکس جوابمو میدی
آروین
من دلم می خواهد،بنویسم از عشق قلمم باش و بگو دل هر پاره ی کاغذ تنگ است بویس: دل هر شیشه مه روی زمینی سنگ است
آروین
کاش می شد بود و زندگی کرد گاش میشد دفترم را باز کنم قلم بر دست بگیرم وخاطرات با تو بودن رااز اول یک به یک تکرار می کردم ولی هرگز نخواهد شد تو در خاکی ومن پژمرده از بیداد زمانم