Nairika
فهمیدهام که نفرت هم مثل دیگر احساسات ، مثل عشق ، قیمت دارد . تنفر را هم نباید خرج هر کسی کرد !
Nairika
خودم را مےزنم بـ آن راه ؛ افسوس بـ «تو» ختم مےشوند، انتهاے ِ تمام ِ راه ها!
Nairika
آدمها.. یک زمانی...... در یک جایی... ناخواسته..... خودشان را جا میگذارند و میروند!!!!
Nairika
خدا هر شب معجزه میکند... وقتی قلب من، در آغوش تو از تپش نمی ایستد.... وقتی آرام خودم را جا میدهم میان بازوانت، دنیا آن قدر کوچک میشود... که میتوان میتوان عالم را با یک بوسه کشت......
Nairika
خـ‗__‗ـدایـ ‗__‗ـا . . . یـ‗__‗ـا فریـ‗__‗ـاد در گـلـ‗__‗ـویم را بگیـ‗__‗ـر یـ‗__‗ـا بغـ‗__‗ـض گـلـ‗__‗ـوگیـ‗__‗ـرم را . . . هـ‗__‗ــرکـ‗__‗ـدام راه دیـگـ‗__‗ـری را بستـ‗__‗ـه . . .
Nairika
چه تقابل نابرابرانه ای است ؛ تو به منی که دوستت دارم ، اعتماد نداری ... اما من به تویی که دوستم نداری ، اعتماد دارم !
Nairika
یاد از آنشب كه لب چشمه میان من و او ....پرده ای جز سر گیسوی شبانگاه نبود ....لب او بر لب من بود و بحسرت می گفت: ....."كاشكی عمر وصال اینهمه كوتاه نبود"
Nairika
مثل چاقویی که به سیب فکر می کند ...در انتظار با تو بودنم ...حتی حریص تر... تیز تر.....
Nairika
آدم های دنیای من، فعل هایی را صرف میكنند كه برایشان "صرف" داشته باشد......!!
Nairika
دیگر نمیتوانم متن های طولانی را تا آخرش بخوانم .....تقصیر خودت بود.. آمدی...... رفتی ... به هر چه کوتاه عادتم دادی !!!!!!!